تبليغاتX








.: سلام به شما بازديدکننده عزيز :.

.: براي برداشته شدن پرده سياه و مشاهده وبلاگ روي بنر کليک کنيد :.

This Code Edited By :


دانلود کتاب مقاله تحقیق کتب

کسب در آمد بوسیله فروشگاه رایگان و کاملا قانونی

+ نوشته شده در  ساعت 16:16  توسط علیرضا  | 

پول دار شوید کسب در امد واقعی


زود قضاوت نکنید یعنی تا وقتی که تمام مطالب را نخوانده اید در مورد آن حکم صادر نکنید ، هر گونه بدبینی و لجاجت را کنار بگذارید و بدون تعصب شروع به خواندن مطالب بکنید.

معرفی شرکت: Green Horse


1. بیو گرافی شرکت:
شرکت امریکایی Green Horse واقع در Manchester, NH 03100195 یکی از بزرگترین شرکتهای تبلیغاتی در دنیاست. یکی از روشهای تبلیغاتی آن، Network Marketing یا بازاریابی شبکه ای می باشد.
.2 عملکرد شرکت:
طبق سیاستهای اتخاذ شده توسط گرین هورس برنامه ای تحت عنوان TickerBar™ کاربران را بسوی دیدن تبلیغات هدایت می کند. این تبلیغات بصورت ارسال ایمیل از طرف گرین هورس نیز میباشد. کاربران هم این شرکت را به دیگران معرفی می کنند. در نتیجه کمپانی های بزرگی مثل EBay و Microsoft و IBM و ... به گرین هورس سفارش آگهی می دهند. توجه داشته باشید که ما هیچگونه جنس و کالایی نمیخریم و هیچ گونه پولی هم نمی پردازیم.
3. درآمد شرکت:
وقتی که شما عضو گرین هورس می شوید این شرکت تعدادی لینک از طریق برنامه تیکربار و ایمیل به شما می دهد. حالا خواه شما نگاه کنید یا نه، کلیک کنید یا نه، گرین هورس پول خود را از کمپانی مربوطه به ازای تبلیغات می گیرد. اما به شما پورسانت نمی دهد! چون این شرکت به ازای بازاریابی (معرفی به دیگران و زیرمجموعه گیری) پورسانت می دهد. پس با یک حساب سرانگشتی می توان پی برد که این شرکت چه سود کلانی میکند. در ادامه به نحوه ی پورسانت دادن گرین هورس خواهیم پرداخت.
4. سقف پورسانت:
یعنی بالاترین پورسانت شرکت، که معادل 1میلیون دلار یا 90میلیون تومان در ماه می باشد. توجه کنید که اگر شما به کمترین پورسانتی هم برسید شما آن را ماهیانه دریافت می کنید. پس اینجا روشن می شود که چرا ما میگوییم شما استخدام می شوید.
5. در یافت حقوق یا همان payout:
یعنی کمترین مقدار پورسانتی که شما باید گرفته باشید تا بتوانید درخواست چک کنید. که برای امریکاییان 60$ و برای سایرین 90$ می باشد

شما با عضویت در این سایت در واقع به استخدام آن در می آیید وماهیانه حقوق میگیرید. دوستانتان فقط از طریق لینک دعوت شما می توانند عضو شوند و درآمد شما به صورت تصاعدی بالا می رود. رشد زیر مجموعه های شما به صورت تعادلی نیست که یکی از امتیازات این سایت است که در کمتریی سایتی دیده می شود تازه اگر هم دیده شود ان سایتها حتما پولی اند. ثبت نام دراین سایت رایگان است که بهترین مزیت ان است.این سایت براساس جذب زیر مجموعه به شما پورسانت می دهد که پورسانت آن چون دائمی است مانند حقوق است.توجه کنید دوستان یا افرادی را که شما عضومی کنید باید حتما از طریق لینک دعوت شما عضو شوند تا ثبت نام انها کامل باشد.

ممکن است از خود بپرسید که چرا این سایت اینقدر خوب پورسانت میده ؟؟ ببینید اساس کار این سایت تبلیغات کمپانی های بزرگ جهان است و هر چقدر که این سایت بیننده و عضو بیشتری داشته باشد و مردم بیشتر با این سایت اشنا باشند این سایت تبلیغاتی معروف تر می شود و کمپانی های بیشتری تبلیغاتشان را به این سایت می دهند و این سایت بابت تبلیغات از این کمپانی ها که تعدادشان بی شمار است مبلغ کلانی از انها می گیرد و درصدی را هم به اعضای خود می دهد و بقیه اش سود خیلی زیاد خودش است که اصل سود را شرکت گرین هورس می برد. عملکرد گرین هورس را هم می توان به استخرآبی تشبیه کرد که از یک طرف سطل سطل اب ( سود سایت بابت تبلیغات) وارد ان (صندوق سایت) می شود و از طرف دیگر پیمانه پیمانه اب ( حقوق و پورسانت اعضا) از ان خارج می شود در این حالت نه تنها ابی از استخر کم نمی شود بلکه سرریز هم میکند.
طریقه پورسانت دهی :
باز هم می گویم که ثبت نام در این سایت رایگان است که بهترین مزیت ان است و هیچ ارزی از مملکت خارج نمی شود بلکه ارز وارد هم می شود پس نه تنها قانونی است بلکه کمک به اقتصاد کشور نیز هست.
مرحله تعداد افراد مورد نظر پورسانت حاصله از این تعداد افراد
level 1 10 نفر 1 دلار در ماه
level 2 100نفر 10 دلار درماه
level 3 1000نفر 100 دلار درماه
level 4 10000 نفر 1000 دلار درماه
level 5 100000 نفر 10000 دلار درماه
level 6 1000000نفر 100000 دلار درماه

همینطور که در بالا مشاهده می کنید مثلا اگرتعداد افراد در مرحله یا level چهارم فقط 10000 نفر برسند شما مبلغ 1000 دلار(معادل 1000000تومان) پورسانت ان هم به صورت هر ماه دریافت خواهید کرد. اگرتعداد افراد در مرحله ششم به 1000000 برسند شما مبلغ 100000 دلار (معادل 100000000 تومان) ان هم به صورت هرماه دریافت خواهید کرد که سقف درامد شما است . ممکن است با خود فکر کنید که عضو شدن 10000 نفر کار مشکلی است باید به شما بگویم اشتباه فکر کردید ببینید شما فقط 10 نفر را عضو می کنید که کار خیلی خیلی خیلی راحتی است چون که رایگان است و تا اینجا 10 نفر, level یا مرحله اول شما تکمیل می شود خوب حالا تخمین بزنید که هر کدام از این 10 نفری که شما عضو کرده اید فقط 10 نفر راعضو کنند که برای ان ها کار راحتی است و زیر مجمومعه های شما کلا به 100 نفر ارتقا پیدا می کند و level یا همان مرحله دوم شما نیز کامل می شود. حال این 100 نفر کافی است که هر کدامشان فقط 10 نفر را عضو کنند که باز هم عضو کردن 10 نفر ان هم به طور رایگان برای انها کار بس راحتی است خوب در این حالت هم level سوم شما کامل می شود و شما در این مرحله ماهیانه 100 دلار معادل تقریبا 90000 تومان حقوق می گیرید و همینطور برو بالا... البته خودتون بهتر میدونید که اینکار هم به تلاش و حوصله نیاز داردودر بلند مدت خیلی خوب جواب میدهدوچون نیاز به سرمایه گذاری اولیه ندارد به زحمتش می ارزد.این سایت ماهیانه مبالغ را توسط چک به شما پرداخت می کنند که البته فکر نمی کنم در ایران چنین بازار یابی ها یا network های پر سودی وجود داشته باشد. ایا می دانید شما سایت انها را به چند نفر معرفی می کنید و این کمپانی از طریق شما چقدر معروف می شود و با معروف شدن ان کمپانی چه سود کلانی نصیبش می شود ایا تا به حال به این موضوع فکر کرده بودید.



نمونه چکهای دریافتی از کمپانی و بانک
واسه کسایی که اون بالا عکس چکهای دریافتی رو ندیدن یه بار دیگه لینکشو میذارم تا خیالتون تخت راحت بشه! واسه دیدن عکس چند نمونه چک دریافتی از شرکت گرین هرس اینجا کلیک کنید.

خوب ممکن است این سوال برای شما پیش بیاید که پول ما چگونه پرداخت می شود؟
بله درست است پول شما به وسیله چک به ادرستان ارسال خواهد شد و چک را می توانید به راحتی با بانکهای طرف قرار داد ان که بانک ملی و بانک رفاه است بدون هیچ دردسری نقد کنید این چک ها را به وسیله پست کلاس یک ایالت متحده برای شما می فرستند همچنین ماموران پست در ایران خدمات خودشان را ارائه می کنند و چک شما را به ادرستان می اورند و هیچ پولی از شما دریافت نمی کنند چون شرکت هزینه های پست ان را تقبل کرده است. پس مطمن باشید که چک تان به دستتان خواهد رسید. البته باید ادرستان را دقیق بنویسید که در ادامه نیز به طریقه نوشتن درست ادرس محل سکونت اشاره خواهیم کرد.
شما می توانید بعد از این که 90 دلار کسب کردید تقاضای چک بکنید تا انها چک را برای شما ارسال کنند.
راهنمای ثبت نام در شرکت:
برای ثبت روی لینک زیر کلیک کنید.
ثبت نام




اطلاعات خواسته شده را باید به انگلیسی بنویسید در ضمن باید کل مشخصاتتان را کامل و دقیق وارد کنید. فرم ثبت نام را باید همانند پایین کامل کنید.
address email: شما باید ادرس ایمیل خودتان را در این قسمت بنویسید ( ادرس ایمیل شما همان user name شما نیز می باشد)
first name: در اینجا شما اسم کوچکتان را بنویسید
last name: فامیل خود را بنویسید
birthday: تاریخ تولد به میلادی
برای تبدیل تاریخ تولد به میلادی به این صفحه مراجعه کنید.


gender: که برای اقایان باید گزینه male به معنی مرد و برای خانم ها باید گزینه famale به معنی زن انتخاب شود
own credit card: باید گزینه no را انتخاب کنید از ان جایی که ما در ایران زندگی می کنیم و کارت اعتباری بین المللی نداریم شما باید گزینه no را انتخاب کنید .
country: در این قسمت باید کشور Iran را انتخاب کنید
do you agree with the terms of service: شما باید در این قسمت گزینه yes را انتخاب کنید
سپس روی go to step2 کلیک کنید تا به مرحله بعدی بروید اگر اطلاعات را درست وارد کرده باشید به مرحله بعدی می روید
قسمت step2
:passwordدر این قسمت شما باید یک رمز برای خودتان بنویسید( حداقل 6 حرف و حداکثر 10 حرف (
confirm: در این قسمت همان رمزی که در قسمت password وارد کرده اید را دوباره وارد کنید

سعی کنید رمزی را که انتخاب می کنید را فراموش نکنید و قابل حدس زدن نیز نباشد
password question: از انجایی که شما ممکنه رمز عبورتان را فراموش کنید سایت برای حل این مساله یک راهی را پیش روی شما گذاشته و ان هم این است که شما در موقع ثبت نام یک سوال به دلخواه خودتان برای خودتان مشخص می کنید بعد هم یک جواب به سوال خودتان می دهید این برای این است که اگر شما یک موقع رمز عبور خودتان را فراموش کردید سایت می یاد و اون جوابی را که در موقع ثبت نام وارد کرده بودید را از شما می پرسد و در این صورت کمپانی رمز عبور شما را در اختیار شما قرار می دهد. password answer : در این باید جواب سوالی را که از خودتان پرسیده اید را بدهید.
در بخش بعد شما باید ساعت محل سکونت خودتان را برای سایت مشخص کنید برای ما ایرانی ها باید گزینه
MIDDL EAST TIME انتخاب شود. اگر در کشور دیگری به غیر از ایران زندگی می کنید کافی است که داخل گزینه ها را ببینید که کدام یک از ساعت ها با ساعت فعلی شما یکی است و ان را انتخاب کنید .
phone number: در این قسمت بعدی شماره تلفن خودتان را وارد می کنید. دقت کنید که شماره را درست مشخص کنید چون ممکن است قبل از ارسال پول از طرف کمپانی با شما تماس بگیرند توجه کنید که باید به ترتیب از چپ به راست ابتدا کد کشور بعد کد شهر بعد هم شماره تلفن منزلتان را بنویسید مثلا:
98 21 12345678
spoken language: در این قسمت از شما زبان گویش اولتان را سوال می کند که شما باید گزینه persian را انتخاب کنید .
secondary language: در اینجا زبان دومی که با ان اشنا هستید را انتخاب می کنید که باید گزینه english انتخاب شود.
Street Address: این بخش مهم است دقت کنید. در صورت اشتباه بودن آدرس تضمینی برای دریافت چک وجود ندارد. اگر آدرس منزلتان عوض شد، مشکلی نیست. قابلیت ویرایش پروفایل را دارا می باشد. نحوه ی درج آدرس به انگلیسی به صورت زیر میباشد:
(پلاک = no (پلاک 17 = no17) / واحد = Unit / طبقه = Floor / ساختمان = Bldg / کوچه = Alley / خیابان = St / خیابان بزرگ = Ave / بلوار = Blvd / میدان = Sq / چهارراه = Cross / بعد از = After / قبل از = Before / شرقی = East / غربی = West / شمالی = North / جنوبی = South / جاده = Rd)
بطور نمونه: ( توجه داشته باشید که درج آدرس به زبان انگلیسی برعکس است. یعنی ابتدا طبقه و سپس پلاک و همین طور تا آخر )
مثلا:
خیابان علوی - نرسیده به مرتضوی - کوچه علمداری - پلاک 12 - طبقه 2
Flat 2, No. 12, Alamdari Alley, Before Mortazavi Ave., Alavi Ave.
(اگر در مورد درج آدرس مشکلی داشتید با ما در میان بگذارید تا شما را راهنمایی کنیم )
street adreess2: این قسمت برای این است که اگر در قسمت قبل ادرستان طولانی بود بقیه اش را در این قسمت وارد نمایید
city/region: در این قسمت نام شهر خودتان را بنویسید
state/province: نام استان شما
zip postal code: کد پستی خودتان را بنویسید ( کد پستی 10 رقمی )

در قسمت بعد هم نوع حرفه تان سوال می شود : مثلا دانشجو یا دانش اموز education/training و اگر هم نمی خواهید مشخص کنید گزینه other به معنی دیگر را انتخاب کنید
income: در این قسمت میزان درامدتان را انتخاب کنید که می توانید گزینه اول یعنی $24,999 را انتخاب کنید

حالا روی گزینه go to final step کلیک کنید تا به قسمت اخر بروید
قسمت سوم: روی گزینه active account کلیک کنید تا اکانتتان فعال شود خوب ثبت نام تمام شد
خب بعد از این که ثبت نام تمام شد شما باید نرم افزار tickerbar را دانلود کنید. می توانید آنرا پس از ورود به سایت و لاگین شدن ، در منوی سمت چپ اکانت خود بیابید و دانلود کنید.اگر کار نکرد آنرا از این لینک دانلود کنید TickerBar
از طریق گزینه member login می توانید وارد صفحه خودتان شوید یعنی بعد از کلیک بر روی member login در قسمت address email ادرس ایمیلی که در فرم ثبت نام را وارد کرده بودید در اینجا وارد کنید و در زیر ان یعنی قسمت password رمز عبوری که در فرم ثبت نام وارد کرده بودید را در این قسمت وارد کنید و بعد روی login کلیک کنید یا اینتر کنید
در صفحه ای که باز می شود اطلاعاتی در مورد تعداد زیر مجموعه ها در امد شما در ماه و ... داده شده است در پایین همین صفحه یک لینک شبیه همین لینکی که شما برای عضو شدن روی ان کلیک کرده بودید وجود دارد که بالای ان نوشته شده است your aautomatic referral url is. خوب این لینک همان لینکی است که شما باید به دوستان یا افراد دیگر بدهید تا از طریق این لینک عضو شوند خوب ممکن است از خود بپرسید که دوستانم یا افرد دیگر چگونه می توانند از طریق من عضو و زیر مجموعه من شوند ؟ خوب این خیلی راحت است شما لینک دعوتتان که به ان اشاره کردیم را در اختیار انها قرار می دهید یا ان لینک را در سایتتان قرار می دهید این بدان معنی است که هر کس روی این لینک کلیک کند و عضو شود زیر مجموعه شما می شود
باز هم ممکن است از خود بپرسید که چگونه می توانم ببینم که چند نفر عضو من شده اند ؟
خوب این هم خیلی راحت است برای این که بخواهید بدانید چند نفر زیر مجموعه شما شده اند باید وارد سایت شوید و روی member login کلیک کنید بعد از کلیک email address و password خودتان را وارد کنید و روی login کلیک کنید و یا اینتر کنید در صفحه ای که باز می شود در پایین ان جدولی مشاهده می کنید نوشته شده است 1 2 3 4 5 6 و در زیر هر کدام نوشته شده است 0 . البته اگر کسی عضو نشده باشد. ولی اگر کسی از طریق شما عضو شده باشد در زیر هر کدام نوشته شده است که کسی عضو شده است حتی اگر زیر مجموعه های شما هم کسی را عضو کرده باشند نیز در اینجا مشخص است.





آموزش سایت





آموزش اولیه: ابتدا باید بدانید چگونه وارد فضای کاری خود شوید. ابتدا به سایت گرین هورس بروید و قسمت لوگین اعضا را کلیک کنید. ایمیل و پسورد خود را وارد کرده و اینتر بزنید. این فضای کاری شما هست. نوشته ی قرمز رنگ را ببینید:
You have 0 members in your downline: به این معنی که شما هنوز زیرمجموعه ندارید.
وسط صفحه را نگاه کنید:
TickerBar™ Referral ID: این گزینه آی دی شما در گرین هورس را نشان میدهد .
Your Total Earnings: مجموع کل پورسانتهای گرفته شده را نشان میدهد.
This Years Earnings: میزان درآمد شما در سال جاری.
This Months Earnings: میزان درآمد شما در ماه جاری.
Today’s Earnings: میزان درآمد شما در امروز.
Total Amount Paid: مجموع پورسانتهای پرداختی به شما.
Account Balance: میزان پورسانتهای باقیمانده که هنوز دریافت نکردید.
People in your downline: تعداد افراد زیرمجموعه شما.
Your Automatic Referral URL is: لینکی که باید به دیگران عرضه کنید تا دیگران با کلیک روی آن و ثبت نام زیرمجموعه شما شوند.
جدول آبی رنگ پایین صفحه هم نشان دهنده ی موقعیت افراد زیر مجموعه شماست. مثلاً اگر کسی زیرمجموعه شما شود در خانه 1 قرار میگیرد و اگر کسی زیرمجموعه ی زیرمجموعه شما شود در خانه 2 قرار میگیرد که نفر دوم زیر مجموعه شما نیز می باشد.
سمت چپ صفحه را نگاه کنید:
Account information: اطلاعات مربوط به اکانت شما شامل میزان پورسانت و تعداد زیرمجموعه ها و ... (همین صفحه ای که در آن هستید)
FAQ: سوالات متداول کاربران. (نسخه فارسی در وبلاگ موجود می باشد)
TickerBar™ options: تنظیمات برنامه تیکر بار ( انتخاب نوع تبلیغاتی که می خواهید ببینید)
Download TickerBar™: دانلود برنامه تیکربار به حجم ۵۰۰ کیلوبایت.
Webmasters: در این قسمت مدیران سایت یا وبلاگ میتوانند بنرهای گرین هورس را بگیرند که مقصد این بنرها لینک مربوط به ثبت نام از طریق شماست. البته میتوانید هر آدرس دلخواه دیگری به آن بدهید.
User Information: اطلاعات پروفایل شما. مثل آدرس منزل و شماره تلفن و ... اگه هرکدام از مشخصات شما مثل آدرس تغییر کرد، از طریق این میتوانید آن را اصلاح کنید.
Delete account: اکانت شما را حذف میکند. (استعفا!)
Logout: خارج شدن از فضای کاری.
Home: سایت گرین هورس.
چگونه کسی را زیرمجموعه خود کنید؟!! خیلی ساده !شما باید با روشهای گوناگون Referral URL خود را به دیگران عرضه کنید. مثلاً لینک ریفرال شما اینگونه است: http://tickerbar.info/join_now.ghc?r=229525738
که جای خط زیر عدد ، عدد آی دی مربوط به شما قرار دارد.
سه شرط لازم (نه کافی) برای جذب زیر مجموعه عبارتست از:
ـ داشتن اطلاعات کافی (یعنی مطالعه آموزشها در این وبلاگ)
ـ دسترسی آسان اعضا به شما ( داشتن وبلاگ – آیدی یاهو برای پشتیبانی )
ـ تلاش برای افزایش بازدید ( به وسیله سیستمهای تبلیغاتی و افزایش رتبه در موتورهای جستجو ).



سوال متداول و مهم :
نرم افزار tickerBar را از کجا دانلود کنیم؟
می توانید آنرا پس از ورود به اکانت خود از منوی سمت چپ دانلود کنید
یا
Download TickerBar: دانلود برنامه تیکربار به حجم ۵۰۰ کیلوبایت.
ممکنه بعضی از دوستان این سوال واسشون پیش بیاد که از کجا مطمئن باشیم گرین هورس پولامون رو میفرسته ؟!
در جواب باید بگم خود شرکت گرین هورس واسه اینکه این ضمانت رو به شما بده و خیالتون رو از این بابت راحت کنه گزینه delete account رو در اختیارتون گذاشته . یعنی شما میتونید حسابتون رو پاک کنید و با این کار کلی بیننده از سایت کم کنین . حالا فکر می کنید مدیرای گرین هورس انقد شعور ندارن که به خاطر چندر غاز پول بیان این همه بیننده رو از دست بدن ؟! یا واسه درک بهتر قضیه : اگه اون نفر بالایی پولش بدستش نمیرسید تا الان صبر کرده بود که من و شما بیایم عضو شیم ؟! معلومه که نه! تا حالا ۱۰۰ بار حسابش رو پاک کرده بود ! در نتیجه با یه حساب سر انگشتی به این نتیجه میرسیم که اگه شرکت پول اعضا رو نمیداد این همه بازدید کننده نداشت و . . .
جذب زیر مجموعه :
مهمترین بخش این وبلاگ را می خواهید بخوانید. پس خوب دقت کنید و کلمه ای را جا نیندازید.
4مرحله اساسی که برای موفقیت شما باید طی کنید و قصد آموزش آنها را دارم:
ثبت نام > فراگیری آموزشهای اولیه در کمتر از 15دقیقه > ساخت یک وبلاگ > تلاش برای افزایش بازدید
ابتدا باید بدانید که وظیفه شما فقط و فقط زیرمجموعه گیری نیست. بلکه آموزش صحیح و بنیان نهادن افرادی قوی است که بتوانند راه شما را ادامه دهند. پس همانطور که وظیفه ی من جواب دادن با حوصله به سؤالات شما می باشد وظیفه شما نیز در مقابل دیگران همین است. و برای این کار باید مطالب این وبلاگ را کاملاً یاد بگیرید. سپس آن را به دیگران ارائه دهید. فضای مورد نیاز برای این کار داشتن یک وبلاگ است.



مزیت های Green Horse نسبت به گلد کوئست
( و امثال آن ) ( توجه به این نکته لازمه که هیچ شباهتی بین این دو سیستم وجود نداره .
در واقع فقط به حرف نحوه کار هردوشون Network Marketing
ولی این کجا و اون کجا !!
من این قسمت رو واسه این اضافه کردم که انحراف ذهنیتون رو بطور کامل نابود کنم ! )
1. شما برای ثبت نام در گرین هورس هیچ پولی نمی پردازید وعضویت در گرین هورس رایگان است.
2. شما با عضویت در سایت greenhorse به اقتصاد کشورتان نیز کمک می کنید چون که باعث می شوید ارز وارد کشور شود ولی در گلد کوئست و گلدماین ارز از مملکت خارج می شود و باعث اختلال در سیستم اقتصاد کشور می شود.
3. در greenhorse شما زودتر می توانید زیر گروه یا عضو جمع کنید چون عضویت کاملا رایگان است و ممکن است ظرف مدت 1یا 2 ماه level 1 level 2 level 3 شما کامل شود. البته اگر فعال باشید بیشتر هم می شود.
چکی که از طرف سایت برای شما می اید را می توانید در بانک ملی یا بانک رفاه نقد کنید البته برای نقد کردن احتیاج به داشتن حساب ارزی ندارید که این خود یک مزیت خیلی بزرگ است البته بانک مبلغ 4 دلار را برای کارمزد بر می دارد . یک نکته بسیار مهم دیگر : هیچ وقت در یک کامپیوتر بیش از یک بار ثبت نام نکنید چون این سایت به نرافزار های فوق پیشرفته مجهز است و در صورتی که شما بیش از یک بار ثبت نام کنید اکانت شما با همه پول هایتان باطل می شود اگر می شد خود من می امدم 1000 بار در یک کامپوتر عضو می شدم پس فکر کلک زدن را از سرتان بیرون کنید.
شما باید برنامه tickerbar را حتما دانلود ونصب کرده باشید و هنگام استفاده از اینترنت ان را اجرا کنید چون اگر برنامه را نصب نکنید و هنگام استفاده از اینترنت ان را اجرا نکنید (برای اجراکردن ان فقط کافی است روی ایکون ان کلیک کنید) هیچ سودی به شما تعلق نمی گیرد.
اکثر دوستان فکر می کنند چون عضویت رایگان است پس حتما کلاه برداری است ولی باید به شما بگویم که این طور نیست و سرمایه اصلی شما در این کار وقت شما است بله وقت شما حکم طلا را دارد پس قدر وقت گرانبهایتان را بدانید بعد هم شرکت گرین هورس یک کمپانی عظیم و ثروت مند است که در امد ان میلیون ها دلار در روز است و این را مدیون اعضای خود است.



زیاد بد بین نباشید خودتون رو هم گول نزنید با اطمینان و پشت کار شروع به کار کنید.


مهم
یه نکته رو از همین حالا بگم : در روی یک کامپیوتر بیش از 1 بار ثبت نام نکنید. فکر کنید که اگه این امکان وجود داشت که من میتونستم بیش از یک بار از کامپیوتر خودم در این سایت ثبت نام کنم ، خب میومدم 1000000 بار در سایت ثبت نام میکردم و زیر دست خودمو پر میکردم تا به این درآمد برسم. !! اما این رو بدونید که وقتی شما در سایت ثبت نام میکنید مشخصات دستگاه شما و IP شما در سایت ثبت میشه و در صورتیکه دوباره بخواهید از دستگاه خودتون ثبت نام بکنید نه تنها به شما اجازه این کار رو نمیده بلکه ID اولتون هم پاک میشه و دیگه هیچ وقت نمیتونید در سایت ثبت نام کنید. ( اگه هم سایت به شما اجازه ثبت نام بده ، موقع پول دادن مچ شما رو میگیره و بهتون پول نمیده ) به نظر من حتی توی کافی نت هم ثبت نام نکنید ، چون ممکن یک نفر دیگه هم با استفاده از همان کامپیوتر ثبت نام کند و اکانت شما توسط شرکت باطل شود ، تا حد امکان از کامپیوتر شخصی خود برای اینکار استفاده کنید و برای زیرمجموعه های خود هم از کامپیوتر خود آنها استفاده کنید .
البته به زیر مجموعه هایتان هم این موضوع را گوشزد کنید ، چون اگر اکانت آنها باطل شود،زیرمجموعه شما هم از بین خواهد رفت
حالا وظیفه شما چیست؟


ببینید دوستان اگر وظیفه شما این است که بعد از اینکه ثبت نام کردید حداقل 10 نفر زیر مجموعه شما شوند.برای این کار مشکلی نخواهید داشت.ابتدا باید یک وبلاگ در ست کنید و مثل همین که من درست کردم شما هم یک مطلب بنویسید (با لینک زیر مجموعه ای خودتان ) . بعد از بین دوستان و آشنایان حداقل 10 نفر را زیر مجموعه خود کنید. به آنها آموزش دهید که آنها هم 10حداقل نفر را زیر مجموعه خود کنند و همین طور ادامه دارد تا اینکه به 6 مرحله می رسیم. در این زمان است که تعداد زیر مجموعه های شما که در ابتدا فقط 10 نفر بودند به
10×10×10×1010××10=1.000.000
نفر خواهند رسید. سایت گرین هورس هم به ازای این تعداد زیرمجموعه به طور ثابت و مادام العمر ماهیانه 100.000.00$ یعنی معادل 90.000.000 تومان می شود.


چگونه زیر مجموعه جمع آوری کنید؟
دقت کنید که زیر مجموعه های شما حتما باید از طریق لینک عضویت شما عضو شوند.
برای افزایش زیر مجموعه می توانید بعد از ساخت وبلاگ به چند طریق عمل کنید.
1. عضویت در لینک باکس های پر بازدید.
2. فرستادن ایمیل برای افرادی که می شناسید.
3. چت کردن (بسیار بسیار مؤثر می باشد).
4. تبادل لینک با دیگر وبلاگ ها.
5. نظر دادن در وبلاگ ها و جلب توجه وبمستر ها.
6. صحبت کردن با دوستان و آشنایان.
7. ...
اگر شما بتوانید فقط 10 نفر را که مشتاق این کار باشند و بتوانند خیلی زود 10 نفر خود را معرفی کنند بیابید مطمئن باشید ظرف مدت کوتاهی به این درآمد خواهید رسید.
البته هدف شما صرفا زیر مجموعه گیری نباشد بلکه باید

افرادی را زیر مجموعه خود کنید که بتوانند مانند شما

صبور و با حوصله باشند و به خوبی 10 نفر دیگر را برای

کار در شرکت آموزش دهند.

دوستان این را هم بدانید که باید بیشتر از 10 نفر را معرفی

کنید چون با این کار ریسک شما کمتر می شود یعنی اگر

مثلا یکی از آنها به هر علتی نتوانست به کارش ادامه دهد

جایگزین هایی داشته باشد مثلا من در حدود 25 نفر راخودم معرفی کردم



دقت کنید که تنها افرادی موفق هستند که زود خسته نشوند و تحت تأثیر تبلیغات سوء برخی مار گزیده ها قرار نگیرند.


دوستان خواهش می کنم چه ثبت نام می کنید و چه نمی کنید
+ نوشته شده در  ساعت 14:8  توسط علیرضا  | 

جزوه آموزشي برنامه پايگاه دادهAccess (کامپیوتر)

هماانطور که میدانید بانک اطلاعاتی مدتها قبل از به وجود امدن کامپیوترها وجود داشته اند که از جمله انها می توان به کتابچه های ادرس و دفتر تلفن و....اشاره کرد.که این جزوه بانک اطلاعاتی Access را آموزش می دهد.
فرمت فایل : zip
فرمت فایل اصلی : pdf
حجم فایل : 971kb
دانلود کتاب


+ نوشته شده در  ساعت 1:36  توسط علیرضا  | 

دانلود کتاب pdfبخوانيم و بسازيم(کامپیوتر)

Pdf فرمت رسمی کتابهای الکترونیکی است و این مزیت را نسبت به فرمتهای دیگری نظیر doc دارد که در انتقال از یک کامپیوتر به کامپیوتر دیگر نظم نوشته ها یش بهم نمی ریزد البته بر خلاف doc به راحتی قابل ویرایش نیست.

فرمت فایل : zip
فرمت فایل اصلی : pdf
حجم فایل : 255kb
دانلود کتاب


+ نوشته شده در  ساعت 1:26  توسط علیرضا  | 

دانلود کتاب الگاريتم وفلوچارت(کامپیوتر)

این مبحث اساس و پایه ی برنامه نویسی است.الگوریتم و فلوچارت تنها چیزهایی هستند که به طور کامل میان تمامی زبانهای برنامه نویسی مشترک هستند.
فرمت فایل : zip
فرمت فایل اصلی : pdf
حجم فایل : 241kb
دانلود کتاب


+ نوشته شده در  ساعت 1:8  توسط علیرضا  | 

دانلود کتاب اخلاق كارگزاران‌ (مجموعه‌ از چشم‌ انداز امام‌ علي (ع)) (اسلام)

رفتار شايسته‌ و برخورد نيك‌ مأموران‌ حكومتي‌ با مردم‌، نقش‌ مهمي‌ درايجاد محبوبيت‌ براي‌ حكومت‌ها و جلب‌ خشنودي‌ عمومي‌ دارد. كارگزاران‌ِحكومت‌ در خدمت‌ مردم‌ هستند و بايد با مهرباني‌ به‌ نيازهاي‌ مردم‌ رسيدگي‌كنند. حُسن‌ خُلق‌ در برخورد با مردم‌ و زيردستان‌ از دستورهاي‌ اكيد اسلام‌است‌. برخورد خشن‌ با مردم‌ و تحكم‌ و تكبر در برابر آنان‌ و پاسخ‌ منفي‌ به‌درخواست‌هاي‌ مشروعشان‌، از اخلاق اسلامي‌ به‌ دور است‌.
اسلام‌، حاكم‌ و كارگزار را پدري‌ مهربان‌ مي‌داند كه‌ بايد با فرزندان‌خويش‌، محبت‌آميز رفتار كند. تشويق‌ و تنبيه‌ فرزندان‌، براي‌ تربيت‌ درست‌ ورشد و تعالي‌ آن‌ها است‌.

حكومت‌، امانتي‌ در دست‌ كارگزار است‌ كه‌ بايد به‌ خوبي‌ آن‌ را پاس‌ داشته‌و ابزاري‌ براي‌ گسترش‌ عدل‌ و حق‌ قرار دهد، نه‌ آن‌ كه‌ وسيله‌اي‌ براي‌ تسلط‌ برمردم‌ و غارت‌ اموال‌ عمومي‌ قرار گيرد، و اين‌، در صورتي‌ ميسر است‌ كه‌كارگزاران‌ حكومت‌ از سيرت‌ و اخلاق شايسته‌ و پسنديده‌ برخوردار باشند.

حكومت‌ علوي‌ تمام‌ توان‌ خود را براي‌ خدمت‌ به‌ مردم‌ به‌ كار گرفت‌ وكوشيد فساد اداري‌ بر جاي‌ مانده‌ از گذشته‌ را از بين‌ ببرد. اميرمؤمنان‌(ع) درمدت‌ كم‌تر از پنج‌ سال‌ حكومت‌، در راه‌ اصلاح‌ رابطه‌ كارگزاران‌ با مردم‌،گام‌هاي‌ مثبتي‌ برداشت‌ و بنيان‌ حكومتي‌ مردم‌ را پي‌ريخت‌. بر كناري‌كارگزاراني‌ كه‌ خود را در تصرف‌ بيت‌المال‌ و تجاوز به‌ حقوق‌ مردم‌تام‌الاختيار مي‌دانستند و گماردن‌ كارگزاران‌ جديد مورد اعتماد و داراي‌حُسن‌ سابقه‌، گام‌هاي‌ مثبتي‌ در جهت‌ فراهم‌ سازي‌ خشنودي‌ مردم‌ بود و زمينه‌را براي‌ اجراي‌ احكام‌ حيات‌ بخش‌ اسلام‌ و احقاق‌ حق‌ و اجراي‌ عدالت‌ فراهم‌ساخت‌. امام‌ علي‌(ع) ضوابطي‌ را در گزينش‌ كارگزاران‌ و اصلاح‌ رفتار آن‌هاارائه‌ داد و آنان‌ را به‌ ويژگي‌هاي‌ اخلاقي‌ شايسته‌ سفارش‌ و به‌ پيراستن‌ خود ازناشايستگي‌ها و آفات‌ اخلاقي‌ ترغيب‌ كرد. اين‌ها اموري‌ است‌ كه‌ در تنظيم‌درست‌ رابطه‌ كارگزاران‌ با مردم‌ و رفتار با آن‌ها، تأثير مثبت‌ و سازنده‌ دارد.البته‌ پيش‌ از بيان‌ ديدگاه‌ اميرمؤمنان‌(ع) درباره‌ اخلاق كارگزاران‌، توضيح‌مختصري‌ درباره‌ واژه‌هاي‌ «اخلاق » و «كارگزاران‌» لازم‌ است‌.

 


فرمت فایل : exe

حجم فایل : 404kb

دانلود کتاب

+ نوشته شده در  ساعت 2:16  توسط علیرضا  | 

دانلود کتاب اقليت‌هاي‌ ديني‌ (مجموعه‌ از چشم‌ انداز امام‌ علي‌(ع)) (اسلام)


اين‌ دفتر، به‌ «حقوق‌ اقليت‌ها و رفتار با آنان‌ از ديدگاه‌ امام‌ علي‌(ع)»مي‌پردازد. بي‌ شك‌ حضرت‌ به‌ طور متقابل‌ به‌ حقوق‌ فرد و حكومت‌مي‌نگريست‌؛ يعني‌، در نظر وي‌، چنان‌كه‌ فرد در برابر حكومت‌ حقوقي‌ دارد(وظايف‌ حكومت‌) حكومت‌ نيز در برابر فرد از حقوقي‌ بهره‌ مي‌برد (وظايف‌فرد). حضرت‌ دربارة‌ متقابل‌ بودن‌ اين‌ حقوق‌ و نيز بهره‌مندي‌ غير مسلمانان‌ ازاين‌ حقوِ بسيار سخن‌ گفته‌ است‌. براساس‌ اين‌ سخنان‌، غير مسلمانان‌ ساكن‌ دركشور اسلامي‌ نيز از وظايف‌ و حقوِ برخوردارند.

چگونگي‌ رفتار و معاشرت‌ مسلمانان‌ با غير مسلمانان‌ ساكن‌ در كشوراسلامي‌ در بخش‌ دوم‌ بررسي‌ مي‌شود.

از آن‌جا كه‌ مطالب‌ اين‌ دفتر در فقه‌ مطرح‌ شده‌ است‌ و فقيهان‌ اصطلاحاتي‌خاص‌ براي‌ آن‌ در نظر گرفته‌اند، پيش‌ از آغاز بحث‌، توضيح‌ برخي‌ از مفاهيم‌و اصطلاحات‌ اصلي‌ سودمند مي‌نمايد.


فرمت فایل : exe

حجم فایل : 372kb

دانلود کتاب

+ نوشته شده در  ساعت 2:13  توسط علیرضا  | 

دانلود کتاب 14 اختر تابناک(اسلامی)

مولف: احمد احمدی بیرجندی

فرمت فایل : exe

حجم فایل : 395kb

دانلود کتاب

+ نوشته شده در  ساعت 2:11  توسط علیرضا  | 

دانلود کتاب 20 نکته ویندوزی (کامپیوتر)

شما ممکن است کار با کامپیوتر را از زمان سیستم عامل DOS شروع کرده باشید یا تازه واردهایی باشید که کامپیوتر را با ویندوز XP شناخته اید.در هر صورت چیزهای زیادی وجود دارند که بتوانید درباره سیستم عامل بیاموزید.بیست نکته ای که میخواهیم در اینجا به ان اشاره کنیم از جمله همین کارها هستند.مثل کلیدهای ترکیبی بعضی از دستورات DOS و..
فرمت فایل : zip
فرمت فایل اصلی : pdf
حجم فایل : 69kb
دانلود کتاب


+ نوشته شده در  ساعت 1:44  توسط علیرضا  | 

زندگينامه نيما يوشيج (زندگينامه )

نيما يوشيج



زندگينامه

نيما يوشيج كه نام اصلي اش علي اسفندياري بود در سال 1276 شمسي در روستاي يوش مازندران چشم به جهان گشود. پدرش ابراهيم خان نوري از راه كشاورزي و گله داري روزگار مي گذرانيد. ايام كودكي اش را در روستاي خود به تحصيل پرداخت و از آنجا به تهران آمد تا در دبيرستان سن لويي كه يك مؤسسه متعلق به هيات كاتوليك رمي بود به تحصيل ادامه دهد. در اين مدرسه يكي از معلمين وي نظام وفا بود كه در اثر تشويقهاي او به سرودن شعر روي آورد. او زبان فرانسه را به خوبي فرا گرفت و با ادبيات اروپا آشنا شد. محمدرضا عشقي در روزنامه قرن بيستم بخشي از شعر افسانه نيما را منتشر كرد. نيما در سال 1317 شمسي جزو گروه كاركنان مجله موسيقي، مجله ماهانه وزارت فرهنگ در آمد. وي يك سلسله مقاله در اين مجله نوشت و در آنها نظرات فيلسوفان را در خصوص هنر و تأثير آثار اروپايي را در ادبيات بعضي از ممالك شرقي مورد بررسي قرار داد. او در سال 1328 ه.ش. در روابط عمومي و اداره تبليغات وزارت فرهنگ مشغول به كار شد و بالاخره در سال 1338 شمسي در تجريش تهران دار فاني را وداع گفت.


ويژگي سخن

نيما در نتيجه آشنايي با زبان فرانسه، با ادبيات اروپايي آشنا شد و ابتكار و نو آفريني را از اين رهگذر كسب كرد. او يكي از پايه هاي رهبري سبك نوين گرديد و در اين راه تلاش و سعي زيادي نمود. اشعار نخستين او با اينكه در قالب اوزان عروضي ساخته شده از مضامين نو و تخيلات شاعرانه برخوردار است كه در زمان خود موجب تحولي در شعر گرديد. نيما در آثار بعدي خود اوزان شعر عروضي را مي شكند و شعرش را از چارچوب وزن و قافيه آزاد مي سازد و راهي تازه و نو در شعر مي آفريند كه به سبك نيمايي مشهور مي گردد.


معرفي آثار

از آثار او عبارت است از: شعر من، ماخ لولا، ناقوس، شهر صبح شهر شب، آهو و پرنده ها، دنيا خانه من است، قلم انداز، نامه هاي نيما به همسرش، عنكبوت، فريادهاي ديگر، كندوهاي شبانه، حكايات و خانواده سرباز، آب در خوابگه مورچگان، در سال 1364 مجموعه اي كامل از آثارش منتشر شد.


گزيده اي از اشعار
قو

صبح چون روي مي گشايد مهر

روي دريا سركش و خاموش

مي كشد موجهاي نيلي چهر

جبه اي از طلاي ناب به دوش



صبحگه سرد و تر در آن دمها

كه ز دريا نسيم راست گذر

گل مريم به زير شبنمها

شستشو مي دهد بر و پيكر

صبحگه، كانزواي وقت و مكان

دلرباينده است و شوق افزاست

بر كنار جزيره هاي نهان

آن چنان كه از گلي دسته

پيش نجواي آبها تنها

وسط سبزه خزه بسته

تنش از سبزه بيشتر زيبا

مي دهد پاي خود تكان، شايد

كه كند خستگي ز تن بيرون

بالهاي سفيد بگشايد

بپرد در برابر هامون

بپرد تا بدان سوي دريا

در نشيب فضاي مثل سحر

برود از جهان خيره ما

بزند در ميان ظلمت پر

برود در نشيمن تاريك

با خيالي كه آن مصاحب اوست

در خط روشني چو مو باريك

بيند آن چيزها كه در خور قوست

لك ابري كه دور مي ماند

موجهايي كه مي كنند صدا

وندر آنجا كسي نمي داند

كه چه اشكال مي شوند جدا

ليك مرغ جزيره هاي كبود

در همين دم كه او به تنهايي

سينه خالي ز فكر بود و نبود

مي كند فكرهاي دريايي

نظر انداخته سوي خورشيد

نظري سوي رنگهاي رقيق

با تكاني به بالهاي سفيد

بجهيده است روي آب عميق

بر خلاف تصور همه او

شاد و خرم به ديدن آب است

گر كسي هست يا نه ناظر تو

قو در آغوش موجها خواب است


مي تراود مهتاب
مي تراود مهتاب

مي درخشد شبتاب

نيست يك دم شكند خواب به چشم كس و ليك

غم اين خفته چند

خواب در چشم ترم مي شكند

نگران با من ايستاده سحر

صبح مي خواهد از من

كز مبارك دم او آورم اين قوم به جان باخته را بلكه خبر

در جگر ليكن خاري

از ره اين سفرم مي شكند

نازك آراي تن ساق گلي

كه به جانش كشتم

و به جان دادمش آب

اي دريغا به برم مي شكند

دستها مي سايم

تا دري بگشايم

بر عبث مي پايم

كه به در كس آيد

در و ديوار به هم ريخته شان

بر سرم مي شكند

مي تراود مهتاب

مي درخشد شبتاب

مانده پاي ابله از راه دور

بر دم دهكده مردي تنها

كوله بارش بر دوش

دست او بر در مي گويد با خود

غم اين خفته چند

خواب در چشم ترم مي شكند




خانه ام ابري است

خانه ام ابري است

يكسره روي زمين ابري است با آن
از فراز گردنه، خرد وخراب و مست

باد مي پيچد

يكسره دنيا خراب از اوست

و حواس من

آي ني زن، كه تو را آواي ني برده است دور از ر، كجايي؟

خانه ام ابري است اما

ابر بارانش گرفته است

در خيال روزهاي روشنم كز دست رفتندم

من رو به آفتابم

مي برم در ساحت ذريا نظاره

و همه دنيا خراب و خرد از باد است

و به ره، ني زن كه دايم مي نوازد ني، در اين دنياي ابر اندود

راه خود را دارد اندر پيش
+ نوشته شده در  ساعت 16:33  توسط علیرضا  | 

زندگینامه رودکی (زندگینامه)

رودکی، ‌ابوعبدالله جعفر فرزند محمد فرزند حکیم فرزند عبدالرحمان فرزند آدم.

از کودکی و چگونگی تحصیل او آگاهی چندانی به دست نیست. در 8 سالگی قرآن آموخت و آن را از بر کرد و از همان هنگام به شاعری پرداخت. برخی می گویند در مدرسه های سمرقند درس خوانده است. آنچه آشکار است، وی شاعری دانش آموخته بود و تسلط او بر واژگان فارسی چندان است که هر فرهنگ نامه ای از شعر او گواه می آورد. رودکی از روزگار جوانی آوازی خوش داشت، در موسیقی و نوازندگی چیره دست و پر آوازه بود. وی نزد ابوالعنک بختیاری موسیقی آموخت و همواره مورد ستایش او بود، آن چنان که استاد در روزگار کهنسالی چنگ خود را به رودکی بخشید. رودکی در همان دوره شعر نیز می سرود. شعر و موسیقی در سده های چهارم و پنجم همچون روزگار پیش از اسلام به هم پیوسته بودند و شعر به همراه موسیقی خوانده می شد. شاعران بزرگ آنانی بودند که موسیقی نیز می دانستند. از هم عصران رودکی ،منجیک ترمذی (نیمه دوم سده چهارم) و پس از او فرخی (429 ق) استاد موسیقی زمانه خویش بودند. شاعران، معمولاً قصیده هایشان را با ساز و در یکی از پرده های موسیقی می خواندند. هرکس که صدایی خوش نداشت یا موسیقی نمی دانست، از راوی می خواست تا شعرش را در حضور ممدوح بخواند. رودکی، شعرش را با ساز می خواند. رفته رفته آوازه رودکی به دربار سامانیانرسید و نصربن احمد سامانی (301 ـ 331 ق) او را به دربارفرا خواند. برخی بر این گمانند که او پیش از نصربن احمد به دربار سامانیان رفته بود، در آنجا بزرگترین شاعر دربار سامانی شد. در آن روزگار در محیط ادبی، علمی، اقتصادی و اجتماعی فرارود، آن چنان تحولی شگرف روی داده بود که دانش پژوهان، آن دوره را دوران نوزایی (رسانس) ایرانی می نامند. بر بستر چنین زمینه مناسب اقتصادی، اجتماعی و برپایه دانش دوستی برخی از پادشاهان سامانی، همچنین با تلاش و خردمندی وزیرانی دانشمند و کاردان چون ابوالفضل بلعمی (330 ق) و ابوعلی محمد جیهانی (333 ق)، بخارا به صورت مرکز بزرگ علمی، ادبی و فرهنگی درآمد. دربار سامانیان، محیط گرم بحث و برخورد اندیشه شد و شاعران و فرهنگمداران از راههای دور و نزدیک به آنجا روی می آوردند. بهترین آثار علمی، ادبی و تاریخی مانند شاهنامه منصوری، شاهنامه ابوالمؤید بلخی (سده چهارم هجری)، عجایب البلدان، حدود العالم من المشرق الی المغرب در جغرافیا، ترجمه تفسیر طبری که چند تن از دانشمندان فراهم کرده اند، ترجمه تاریخ طبری از ابوعلی بلعمی، آثار ابوریحان بیرونی (440 ق) و ابوعلی سینا (428 ق) در روزگار سامانیان پدید آمدند. دانشمندان برجسته ای مانند محمد زکریای رازی (313 ق) ابونصر فارابی (339)، ابوریحان بیرونی، ابوعلی سینا و بسیاری از شاعران بزرگ مانند فردوسی (410/416 ق) در این روزگار یا متأثر از آن برآمده اند. بزرگترین کتابخانه در آن دوران در بخارا بود که ابوعلی سینا آن را دید و گفت که نظیر آن را هرگز ندیده است. تأثیر این تحول، نه تنها در آن دوره که در دوران پس از آن نیز پیدا است. رودکی فرزند چنین روزگاری است. وی در دربار سامانی نفوذی فراوان یافت و به ثروتی افزون دست یافت. نفوذ شعر و موسیقی او در دربار نصربن احمد چندان بود که داستان بازگشت پادشاه از هرات به بخارا، به خوبی بیانگر آن است. هنگامی که نصربن احمد سامانی به هرات رفته، دیرگاهی در آن دیار مانده بود، هیچ کس را یارای آن نبود تا از پادشاه بخواهد که بخارا بازگردد؛ درباریان از رودکی خواستند تا او این وظیفه دشوار را بپذیرد. رودکی شعر پر آوازه « بوی جوی مولیان آید همی ـ یاد یار مهربان آید همی » را سروده است.

درباریان و شاعران، همه او را گرامی می داشتند و بزرگانی چون ابوالفضل بلعمی و ابوطیب مصعبی صاحب دیوان رسالت، شاعر و فیلسوف. شهید بلخی (325 ق) و ابوالحسن مرادی شاعر با او دوستی و نزدیکی داشتند. گویند که وی از آغاز نابینا بود، اما با بررسی پروفسور گراسیموف (1970 م) بر جمجمه و استخوانهای وی آشکار گردید که در دوران پیری با فلز گداخته ای چشم او را کور کرده اند، برخی استخوانهایش شکسته بود و در بیش از 80 سالگی درگذشت. رودکی گذشته از نصربن احمد سامانی کسان دیگری مانند امیر جعفر بانویه از امیران سیستان، ابوطیب مصعبی، خاندان بلعمی، عدنانی، مرادی، ابوالحسن کسایی، عماره مروزی و ماکان کاکی را نیز مدح

کرده است. از آثار او بر می آید که به مذهب اسماعیلی گرایش داشته است؛ شاید یکی از علتهای کور شدن او در روزگار پیری، همین باشد. با توجه به مقاله کریمسکی، هیچ بعید به نظر نمی رسد که پس از خلع امیر قرمطی، رودکی را نیز به سبب هواداری از قرمطیان و بی اعتنایی به مذهب رایج زمان کور کرده باشند. آنچه مسلم است زندگی صاحبقران ملک سخن ابوعبدالله جعفر بن محمد رودکی سمرقندی در هاله ای از رمز و راز پوشیده شده است و با اینکه بیش از هزار و صد سال از مرگ او می گذرد، هنوز معماهای زندگی او حل نشده و پرده ای ابهام بر روی زندگی پدر شعر فارسی سایه گسترده است. رودکی در پیری با بی اعتنایی دربار روبرو شد و به زادگاهش بازگشت؛ شعرهای دوران پیری او، سرشار از شکوه روزگار، حسرت از گذشته و بیان ناداری است. رودکی از شاعران بزرگ سبک خراسانی است. شعرهای اندکی از او به یادگار مانده، که بیشتر به صورت بیتهایی پراکنده از قطعه های گوناگون است. سیری در آثار کامل ترین مجموعه عروض فارسی، نخستین بار در شعرهای رودکی پیدا شد و در همین شعرهای باقیمانده، 35 وزن گوناگون دیده می شود. این شعرها دارای گشادگی زبان و توانایی بیان است. زبان او، گاه از سادگی و روانی به زبان گفتار می ماند. جمله های کوتاه، فعلهای ساده، تکرار فعلها و برخی از اجزای جمله مانند زبان محاوره در شعر او پیداست. وجه غالب صور خیال در شعر او، تشبیه است. تخیل او نیرومند است. پیچیدگی در شعر او راه ندارد و شادی گرایی و روح افزایی، خردگرایی، دانش دوستی، بی اعتبار دانستن جهان، لذت جویی و به خوشبختی اندیشیدن در شعرهای او موج می زند. وی نماینده کامل شعر دوره سامانی و اسلوب شاعری سده چهارم است. تصویرهایش زنده و طبیعت در شعر او جاندار است. پیدایش و مطرح کردن رباعی را به او نسبت می دهند. رباعی در بنیاد، همان ترانه هایی بود که خنیاگران می خوانده اند و به پهلویات مشهور بوده است؛ رودکی به اقتضای آوازه خوانی به این نوع شعر بیشتر گرایش داشته، شاید نخستین شاعری باشد که بیش از سایر گویندگان روزگارش در ساختن آهنگها از آن سود برده باشد. از بیتها، قطعه ها، قصیده ها و غزلهای اندکی که از رودکی به یادگار مانده، می توان به نیکی دریافت که او در همه فنون شعر استاد بوده است.

معرفی آثار

تعداد شعرهای رودکی را از صدهزار تا یک میلیون بیت دانسته اند؛ آنچه اکنون مانده، بیش از 1000 بیت نیست که مجموعه ای از قصیده، مثنوی،قطعه و رباعی را در بر می گیرد. از دیگر آثارش منظومه کلیله و دمنه است که محمد بلعمی آن را از عربی به فارسی برگرداند و رودکی به خواسته امیرنصر و ابوالفضل بلعمی آن را به نظم فارسی در آورده است (به باور فردوسی در شاهنامه، رودکی به هنگام نظم کلیله و دمنه کور بوده است)

این منظومه مجموعه ای از افسانه ها و حکایتهای هندی از زبان حیوانات فابل است که تنها 129 بیت آن باقی مانده است و در بحر رمل مسدس مقصور سرود شده است؛ مثنویهای دیگری در بحرهای متقارب، خفیف، هزج مسدس و سریع به رودکی نسبت می دهند که بیتهایی پراکنده از آنها به یادگار مانده است. گذشته از آن شعرهایی دیگر از وی در موضوعهای گوناگون مدحی، غنایی، هجو، وعظ، هزل ، رثاء و چکامه، در دست است. عوفی درباره او می گوید: " که چنان ذکی و تیز فهم بود که در هشت سالگی قرآن تمامت حفظ کرد و قرائت بیاموخت و شعر گرفت و معنای دقیق می گفت، چنانکه خلق بر وی اقبال نمودند و رغبت او زیادت شد و او را آفریدگار تعالی آوازی خوش و صوتی دلکش داده بود. از ابوالعبک بختیار بر بط بیاموخت و در آن ماهر شد و آوازه او به اطراف واکناف عالم برسید و امیر نصر بن احمد سامانی که امیر خراسان بود، او را به قربت حضرت خود مخصوص گردانید و کارش بالا گرفت و ثروت و نعمت او به حد کمال رسید. زادگاه او قریه بنج از قراء رودک سمرقند است. یعضی او را کور مادر زاد دانسته اند و عقیده برخی بر آن است که در اواخر عمر نابینا شده است. وفات وی به سال 320 هـجری در زادگاهش قریه بنج اتفاق افتاده و در همان جا به خاک سپرده شده است. رودکی در سرودن انواع شعر مخصوصاً قصیده، مثنوی ، غزل و قطعه مهارت داشته است و از نظر خوشی بیان در تاریخ ادبیات ایران پیش از او شاعری وجود ندارد که بتواند با وی برابری کند. به واسطه تقرب به امیر نصر بن احمد سامانی (301-331) رودکی به دریافت جوائز و صله فراوانی از پادشاه سامانی و وزیران و رجال در بارش نائل گردید و ثروت و مکنتی زیاد به دست آورده است چنانکه به گفته نظامی عروضی هنگامی مه به همراهی نصر بن احمد از هرات به بخارا می رفته، چهار صد شتر بنه او بوده است. علاوه بر دارا بودن مقام ظاهری رفعت پایه سخنوری و شاعری رودکی به اندازه ای است که از معاصران او شعرای معروفی چون شهید بلخی و معروفی بلخی او را ستوده اند و از گویندگان بعد از او کسانی چون دقیقی، نظامی عروضی، عنصری، فرخی و ناصرخسرو از او به بزرگی یاد کرده اند.

ویژگی سخن

سخنان رودکی در قوت تشبیه و نزدیکی معانی به طبیعت و وصف ،کم نظیر است و لطافت و متانت و انسجام خاصی در ادبیات وی مشاهده می شود که مایه تأثیر کلام او در خواننده و شنونده است. از غالب اشعار او روح طرب و شادی و عدم توجه به آنچه مایه اندوه و سستی باشد مشهود است و این حالت گذشته از اثر محیط زندگی و عصر حیات شاعر نتیجه فراخی عیش و فراغت بال او نیز می باشد. با وجود آنکه تا یک میلیون و سیصد هزار شعر بنا به گفته رشیدی سمرقندی به رودکی نسبت داده اند تعداد اشعاری که از او امروزه در دست است به هزار بیت نمی رسد. از نظر صنایع ادبی گرانبهاترین قسمت آثار رودکی مدایح او نیست، بلکه مغازلات اوست که کاملاً مطابق احساسات آدمی است، شاعر شادی پسند بسیار جالب توجه و شاعر غزلسرای نشاط انگیز، بسیار ظریف و پر از احساسات است. گذشته از مدایح و مضمون های شادی پسند و نشاط انگیز در آثار رودکی، اندیشه ها و پندهایی آمیخته به بدبینی مانند گفتار شهید بلخی دیده می شود. شاید این اندیشه ها در نزدیکی پیری و هنگامی که توانگری او بدل به تنگدستی شده نمو کرده باشد، می توان فرض کرد که این حوادث در زندگی رودکی، بسته به سرگذشت نصر دوم بوده است. پس از آنکه امیر قرمطی را خلع کردند مقام افتخاری که رودکی در دربار به آن شاد بود به پایان رسید. با فرا رسیدن روزهای فقر و تلخ پیری، دیگر چیزی برای رودکی نمانده بود، جز آنکه بیاد روزهای خوش گذشته و جوانی سپری شده بنالد و مویه کند.

نمونه اشعار

زمانه پندی آزاد وار داد مرا ----- زمانه را چو نکو بنگری همه پند است

به روز نیک ِ کسان گفت تا تو غم نخوری ----- بسا کسا که به روز ِ تو آرزو مند است

زمانه گفت مرا خشم خویش دار نگاه ----- کرا زبان نه به بند است پای دربند است

***

اندر بلای سخت

ای آنکه غمگنی و سزاواری ----- وندر نهان سرشک همی‌باری

رفت آنکه رفت و آمد آنکه آمد----- بود آنچه بود، خیره چه غم داری؟

هموار کرد خواهی گیتی را؟----- گیتی‌ست، کی پذیرد همواری؟

مستی نکن که او نشنود مستی ----- رازی مکن که نشنود او زاری

شو، تا قیـامت آیـد زاری کن! ----- کی رفته را به زاری باز آری؟

آزار بیـش بیـنی زیـن گردون ----- گر تو به هر بهانه بیـازاری

گوئی گماشته است بلائی او ----- بر هر که تو بر او دل بگماری

ابری پدیدنی و کسوفی نی ----- بگرفت ماه و گشت جهان تاری

فرمان کنی و یا نکنی ترسم ----- بر خویشتن ظفر ندهی باری

اندر بلای سخت پدیـد آید ----- فضل و بزرگمردی و سالاری

***

کلیله و دمنه رودکی

مهمترین کار رودکی به نظم در آوردن کلیله و دمنه است، متاسفانه این اثر گرانبها مانند سایر آثار و مثنویهای رودکی گم شده است و از آن جز ابیاتی پراکنده در دست نیست. از ادبیات پراکنده ای که از منظومه کلیله و دمنه و سایر مثنویهای رودکی باقی مانده است می توان فهمیند که صاحبقران ملک سخن لقبی برازنده او بوده است. در شعر او قوه تخیل، قدرت بیان، استحکام و انسجام کلام همه با هم جمع است و بهمین دلیل در دربار سامانیان، قدر و مرتبه ای داشت که شاعران بعد از او همیشه آرزوی روزگار او را داشتند
+ نوشته شده در  ساعت 3:29  توسط علیرضا  | 

زندگینامه بیل گیتس (زندگینامه )

زندگی نامه بیل گیتس

ویلیام هنری گیتس سوم مشهور به بیل گیتس (Bill Gates) رئیس و موسس شرکت مایکروسافت می باشد. در حال حاضر مایکروسافت با بیش از چهل هزار کارمند در شصت کشور جهان و با درآمد خالص 25.3 میلیارد دلار در پآیان سال مالی 2001 یکی از موفقترین شرکتهای آیالات متحده امریکا و یکی از راهبران صنعت کامپیوتر بوده است. بیل گیتس در 28 اکتبر سال 1955 در یک خانواده متوسط در شهر سیاتل امریکا متولد شد.پدر بیل ، ویلیام هنری گیتس دوم وکیل دادگستری و یکی از سرشنآیان شهر سیاتل است و مادر او آموزگار مدرسه و یکی از اعضا هیئت مدیره United Way International بود که در امور خیره نیز فعالیت داشت. بیل گیتس در این خانواده و در کنار دو خواهر خود رشد کرد.گیتس در کودکی بیشتر وقت خود را در کنار مادربزرگ خود گذراند و از او تاثیر بسیار گرفت. او از همان دوران کودکی خود روحیه رقابت طلبی خود را نشان داد و سعی می کرد تا در هر زمینه ای از دوستان خود پیش باشد. گیتس تحصیلات ابتدای خود را در مدرسه عمومی Lakeside پشت سر گذاشت و در آنجا بود که با کامپیوتر آشنا شد. در آغاز یکی سالهای تحصیلی مسئولان مدرسه Lakeside تصمیم گرفتند با کمک خانواده دانش آموزان، یک ترمینال کامپیوتر اجاره کنند و در اختیار دانش آموزان قرار بدهند. در این هنگام بیل گیتس با کامپیوتر آشنا شد و به سرعت در استفاده از آن مهارت کسب کرد و در سیزده سالگی اولین نرم فزار خود را که یک بازی ساده بود نوشت. گیتس به همراه دوست خود پل آلن (Paul Allen ) که دو سال از گیتس بزرگتر بود و در زمینه سخت افزار کامپیوتر هم مهارت داشت، بیشتر وقت خود را به برنامه نویسی در اطاق کامپیوتر Lakeside میگذراند. گیتس در سال 1973 وارد دانشگاه هاروارد شد و در آنجا با استیو بالمر (Steve Ballmer) که در حال حاضر مدیر عامل مایکروسافت است آشنا شد. گیتس زمانی که در هاروارد بود یک نسخه از زبان BASIC را برای کامپیوتر MITS Altair طراحی کرد. بیل گیتس در سال 1975 به همراه دوست دوران کودکی خود پل آلن شرکت کوچکی بنام Microsoft با شعار "در هر خانه یک کامپیوتر" ایجاد کرد. مایکروسافت انواع زبانهای برنامه سازی را برای کامپیوترهای مختلف تولید میکرد. در آن زمان مایکروسافت فقط 40 کارمند داشت که شبانه روز بشدت کار میکردند و کل فروش آن فقط 2.4 میلیون دلار در سال بود.

در سال 1980 شرکت IBM برای اینکه از بازار کامپیوترهای شخصی عقب نماند تصمیم گرفت تا کامپیوتر خود را که PC نام گرفت و کامپیوترهای امروزی نیز مبتنی بر آن هستند، بسازد و وارد بازار کند. IBM تصمیم گرفت تا کار نرم افزار آن را به عهده شرکت دیگری بگذارد. این بود که شاهین خوشبختی بر دوش مایکروسافت نشست و IBM قراردی با شرکت کوچک مایکروسافت بست تا نرم افزارهای سازگار با کامپیوترهای شخصی IBM تولید کند. کامپیوتر های جدید IBM از پردازنده های 16 بیتی 8088 شرکت اینتل استفاده میکرد. بنابراین مایکروسافت برای فروش زبانهای برنامه سازی خود به یک سیستم عامل 16 بیتی نیاز داشت.در آن زمان شخصی بنام تیم پاترسون در کارگاه خانه خود یک کامپیوتر 16 بیتی کوچک ساخته بود و برای آن یک سیستم عامل ساده 16 بیتی نوشت که نام DOS 86 را برای آن انتخاب کرده بود. بیل گیتس کلیه حقوق سیستم عامل DOS 86 را با قیمت 75 هزار دلار بدست آورد. بیل گیتس و پل آلن سیستم DOS 86 را متناسب با کامپیوتر های شخصی IBM تغییر دادند و امکانات بیشتری را به آن افزودن و از آن یک سیستم عامل قوی16 بیتی ساختند. مایکروسافت این سیستم عامل را MS-DOS نامید. MS-DOS برروی کامپیوترهای شخصی IBM جای گرفتند و IBM درصدی از فروش کامپیوترهای PC خود را برای استفاده از MS-DOS به مایکروسافت می پرداخت. و رفته رفته امپراتوری آقای بیل گیتس بر روی MS-DOS بنیان نهاده شد. بعدها مایکروسافت با تولید سیستم عامل گرافیکی Windows و محصولات موفق دیگر گامهای بزرگتری بسوی موفقیت برداشت.طبق آخرین آمار بیش از 95 درصد از دارندگان کامپیوترهای شخصی در سراسر جهان از محصولات مختلف مایکروسافت استفاده میکنند. درحال حاضر بیل گیتس با بیش از 50 میلیارد دلار، ثروتمندترین مرد دنیا شناخته شده است. او این مقام را چندین سال است که حفظ کرده. یکی از دلایل موفقیت مایکروسافت به گفته خود گیتس استخدام افراد با هوش در این شرکت است. گیتس زمانی که فقط 19 سال داشت مایکروسافت را مدیریت میکرد. او بقدری کار میکرد که حتی گاهی چند روز محل کار خود را ترک نمی کرد و به همراه کارمندان خود بسختی برروی پروژه های مختلف و سفارش مشتریان کار میکرد. گیتس در سال 1994 با ملیندا فرنج گیتس ازدواج کرد که حاصل آن یک دختر (متولد سال 1996) و یک پسر (متولد سال 1999) بوده است.بیل گیتس راه مادر خود را ادامه داد و بهمراه همسر خود چندین موسسه خیره در سراسر دنیا تاسیس کرد. هم اکنون بیل گیتس همراه همسر و فرزندان خود در شهر سیاتل ساکن است.
+ نوشته شده در  ساعت 3:21  توسط علیرضا  | 

زندگینامه ملک الشعرای بهار (زندگینامه)

ملک الشعرای بهار

میرزا محمد تقی بهار مشهور به ملک الشعرا در روز سیزدهم ربیع الاول سال 1266 شمسی در شهر مقدّس مشهد به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا محمد کاظم متخلص به صبوری و ملقب به ملک الشعرا بود. او برخلاف پدر و اجدادش که در حرفه حریربافی بودند از کسب و تجارت دست برداشت و به علم و ادب روی آورد و زبانهای عربی و فرانسه را آموخت و در فقه و فلسفه و حکمت به استادی رسید. او به سبک و تقلید از امیر معزی شعر می سرود و در مثنوی و قصیده شهرت داشت. مادر ملک الشعرای بهار از گرجستان و مسیحیان قفقاز بود که در جنگهای ایران و روس توسّط عباس میرزا سپهسالار فتحعلی شاه به اسارت در آمده و به ایران آورده شد و بعدها مسلمان گردید و به همسری محمّد کاظم صبوری در آمد. ملک الشعرای بهار در چنین خانواده با فرهنگی رشد و پرورش یافت و تحصیلات خویش را نزد پدر آغاز کرد و ادبیات و شعر را از او آموخت تا اینکه در هجده سالگی بهار، پدرش از دنیا رفت. بعد از آن، بهار ادبیات را نزد ( ادیب نیشابوری ) ادامه داد و در مدرسه نواب مقدمات عربی و صرف و نحو و دستور زبان را آموخت و از همان اوان کودکی استعداد و قریحه ذاتی خویش را به عرصه ظهور رسانید. بهار سرودن شعر را آغاز کرد و در آن زمینه نیز هنرخویش را نمآیاند. هر چند بهار به شعر و ادبیات علاقمند بود ولی همواره با مخالفت پدر روبرو می گردید که او را به کسب و تجارت تشویق می کرد و از شعر و ادبیات بر حذر می داشت که شاعری سودی برای انسان ندارد.

گویند حکیمان که پس از مرگ بقا نیست
ور هست بقا فکرت و اندیشه بجا نیست

ما را که برنجیم از این زندگی تلخ
بیم عدم و دغدغه فوت و فنا نیست

بودا که ره نیستی آموخت به اصحاب
خوش گفت که هستی بجزاز رنج وعنا نیست

آسایش جاوید از آن سوی حیات است
زین سو بجز رنج و غم و درد و بلا نیست

شاید بهار این اشعار را از زبان پدر خویش سروده باشد. هرچند او نصایح پدر را شنید و به آن عمل ننمود.ا و ذاتاً شاعر بود و نمی توانست از راهی که برگزیده بود خارج شود. علاوه بر آن در این راه پایداری و استقامت بسیاری از خود نشان داد.

پـــایداری و اســـتقامت مـــیخ سزدار عبــــرت بشر گردد
هـــــرچه کوبندبیش بر ســر اوی پـــایداریش بـــیشتر گـــردد!

از آنجایی که پدر بهار ملک الشعرای دربار مظفرالدین شاه بود، بعد از فوت او بهار مورد توجه شاه قرار گرفت و در سفری که مظفرالدین شاه به مشهد آمد به او لقب ملک الشعرا داد و در ردیف شعرای بزرگ کشور در آمد. بهار علاوه بر اینکه شاعری توانا و قدرتمند بود در سیاست هم دست داشت. دوران حیات بهار مصادف با اتفاقات مهم سیاسی کشور بود که او آنها را در کتاب 2 جلدی خود به نام تاریخ احزاب سیاسی به رشته تحریر در آورده است. هنگامی که مظفرالدین شاه مشروطیت را پذیرفت، کشور به سوی ساختار سیاسی جدیدی گام نهاد ولی پسرش محمد علی شاه با مشروطه و مجلس نو بنیاد از در مخالف در آمد و آن را به توپ بست و آزادیخواهان را دستگیر و زندانی کرد. بهار اشعار سیاسی اشعار سیاسی خود را در همین دوران سرود و آن را در روزنامه ای به نام خراسان منتشر کرد. چندی بعد بهار روزنامه نوبهار را تاسیس نمود و در مشهد منتشر نمود تا اینکه در سومین دوره مجلس شورای ملی به نمایندگی از مشهد برگزیده شد. از آنجایی که در دوران زندگی بهار وقایع و اتفاقات مصیبت بار فراوانی در ایران و جهان روی داد و جنگهای بزرگی چون جنگ جهانی اول در جهان و جنگهای مشروطه خواهان با قوای استبدادی در این روزگار به وقوی پیوست، شاعر جوان را که روحی حساس داشت تحت تاثیر خود قرار داد و از جنگ و خونریزی بیزار نمود:

فغان زجغد جنگ و مــرغوای وی که تا ابـــد بریده بــاد
بــــریده بــاد نای او و تا ابد گسسته و شکسته پر و پای او

بهار در اواخر مجلس ششم از سیاست کناره گیری نمود و به تالیف و تصنیف همت گمارد و کتابهای ارزشمندی چون ترجمه تاریخ طبری، جوامع الحکآیات و روامع الروآیات عوفی بخارایی و تاریخ سیستان و مجمل التواریخ و القصص را تصحیح نمود و شاهکار ادبی خویش سبک شناسی را در سه جلد منتشر ساخت.

او در این هنگام به تدریس ادبیات و سبک شناسی در دانشگاه پرداخت. سیاست برای بهار چندان خوشایند نبود. در اوان سلطنت رضا شاه از نقشه ترور جان سالم به در برد و با اینکه در دوران سلطنت شاه رانده شده بود، چند صباهی به وزارت رسید. اشعار بهار بیشتر سیاسی و انتقادی بود امّا اشعاری هم در توصیف طبیعت سروده است. کوه دماوند هم که مظهر شعر تهران به شمار می رود، مورد عنایت بهار قرار گرفت.

ای دیو سفید پای در بند ای گنبد گیتی ای دماوند

از سیم به سر یکی کله خود ز آهن به میان یکی کمربند

تا چشم بشر نبیندت روی بنهفته به ابر چهر دلبند

بعد از استعفای رضا شاه، اوضاع سیاسی ایران عوض شد. بهار همراه دیگر سیاستمداران خارج از گود دوباره به آن بازگشتند و همین مسئله باعث شد که او بیش از پیش آزرده شود و به وزارت آموزش و پرورش رسید. ولی چندان دوام نیاورد و از آن کناره گیری کرد. بهار به علت کسالت استعفا داد و برای معالجه به اروپا رفت و در شصت و دو سالگی پیر و ضعیف شده بود و آفتاب عمرش به بام نشسته بود.

بهار علاوه بر شعر دماوند درباره گیلان و مازندران شعری را به نظم در آورده:

هنگام فرودین که رساند ز ما درود

بر مرغزار دیلم و طرف سپید رود


کز سبزه و بنفشه و گلهای رنگ رنگ گویی بهشت آمده از آسمان فرود


هرمعالجات او در اروپا او را تا اندازه ای بهبود بخشید ولی بیماری سل او را کم کم از پای در آورد

هرکه را که مهر وطن در دل نباشد کافر است

معنی حّب الوطن فرموده پیغمبر است

او در64 سالگی زندگی را بدرود گفت.

کیست کز بعد وفات از خاک بردارد مرا
پس به خاک کوی آن دلدار بسپارد مرا
+ نوشته شده در  ساعت 3:18  توسط علیرضا  | 

زندگینامه غلامرضا تختی (زندگینامه)

غلامرضا تختی



غلامرضا تختی در روز پنجم شهريور ماه ۱۳٠۹در خانواده‌ای متوسط و مذهبی در محله‌ خانی آباد تهران به دنيا آمد. "رجب خان" - پدر تختی - غير از وی دو پسر و دو دختر ديگر نيز داشت كه همه‌ آنها از غلامرضا بزرگتر بودند. "حاج قلی"، پدر بزرگ غلامرضا، فروشنده‌ خوار و بار و بنشن بود. از قول رجب خان، تعريف مي‌كنند كه حاج قلی در دكانش بر روی تخت بلندی مي‌نشست و به همين سبب در ميان اهالی خانی آباد به حاج قلی تختی شهرت يافته بود. همين نام بعدها به خانواده‌های رجب خان منتقل شد و به "نام خانوادگی" تبديل شد. رجب خان با پولی كه از ماترك پدرش به دست آورده بود، در محل سابق انبار راه‌آهن زمينی خريده و يك يخچال طبيعی احداث كرده بود و از همين راه، مخارج زندگی خانواده‌ پرجمعيت خود را تأمين مي‌كرد.



نخستين واقعه‌ای كه در كودكی غلامرضا روی داد و ضربه‌ای بزرگ و فراموش نشدنی بر روح او وارد كرد، آن بود كه مرحوم پدرش برای تأمين معاش خانواده‌ ناچار شد خانه‌ مسكونی خود را گرو بگذارد. تختی سالها بعد در آخرين مصاحبه‌ خود با يادآوری اين ماجرای تلخ مي‌گويد: "يك روز طلبكاران به خانه‌ ما آمدند و اثاثيه‌ خانه و ساكنينش را به كوچه ريختند، ما مجبور شديم كه دو شب را توی كوچه بخوابيم. شب سوم اثاثيه را برديم به خانه‌ همسايه‌ها و دو اتاق اجاره كرديم. چندی بعد روزگار، عرصه را بيشتر بر پدرم تنگ كرد تا اين كه مجبور شد يخچال طبيعي‌اش را نيز بفروشد. اين حوادث تأثير فراوانی در روحيه‌ پدرم گذاشت و باعث اختلال روحی او در سالهای آخر عمر شد."



در چنان شرايطی، غلامرضا تنها ۹سال به تحصيل پرداخت. وی خود می‌گويد: "مدت ۹سال در دبستان و دبيرستان منوچهری كه در همان خانی آباد قرار داشت، درس خواندم، ولی تنها خاطره‌ای كه از دوران تحصيل به ياد دارم، اين است كه هيچوقت شاگرد اول نشدم، اما زندگی در ميان مردم و برای مردم درسهايی به من آموخت كه فكر مي‌كنم هرگز نمی توانستم در معتبرترين دانشگاهها كسب كنم.



زندگی همچنين به من آموخت كه مردم را دوست بدارم و تا آنجا كه در حد توانايی من است، به آنان كمك كنم. حال، اين كمك از چه طريقی و از چه راهی باشد، مهم نيست. هر كس به قدر تواناييش ..."

غلامرضا، ورزش را از نوجوانی آغاز كرد. ورزش ابتدا برای او نوعی تفنن و سرگرمی بود. در همان اوان، خيال قهرمان شدن، مدتی او را به وسوسه انداخت اما از همان نوجوانی كه تازه به فكر باشگاه رفتن افتاده بود، اعتقاد داشت كه ورزش برای تندرستی و سلامت جان و تن هر دو لازم است.

شادروان تختی در مصاحبه‌ای با اشاره به فقر و مشقت زمان نوجوانی‌اش می‌گويد: "با آن كه علاقه‌ی فراوانی به ورزش داشتم، مجبور بودم كه در جستجوی كاری برآيم. زندگی، نان و آب، لازم داشت. برای مدتی به خوزستان رفتم و در ازای روزی هفت يا هشت تومان، كار كردم. دنيا در حال جنگ (جنگ جهانی دوم) بود، زندگی به سختی می‌گذشت."



آشنايی حقيقی تختی با ورزش و كشتی در باشگاه "پولاد" آغاز شد. وی كه پيش از اين گودها و زورخانه‌های فراوانی ديده بود و شيفته‌ تواضع و افتادگی پهلوانانی كشتی و ورزشی باستانی شده بود، برای نخستين بار در سال هزار و سيصد و سی و نُه به باشگاه پولاد (واقع در خيابان شاهپور سابق) رفت و به دليل علاقه و استعداد وافری كه نسبت به كشتی نشان داد مورد توجه مرحوم "حسين رضی زاده" مدير آن باشگاه قرار گرفت.



تختی، خود می گويد: "رضی خان آدم خوبی بود، اگر كسی را نشان مي‌كرد و می‌ديد كه استعداد كشتی دارد، دست از سرش بر نمی‌داشت. در گرمای تابستان لخت می‌شديم و هر روز از ساعت دو بعد از ظهر تا چندين ساعت كشتی می‌گرفتيم، از دوش آب گرم و حمام خبری نبود. كشتی گيران برای وزن كم كردن، به خزينه می‌رفتند تشكهای كشتی را با پنبه پر می‌كردند، اما خاك و خاشاك آن، بيش از پنبه بود."



تختی كه پس از بازگشت از خوزستان (مسجد سليمان) روانه‌ خدمت سربازی شده بود، در سربازخانه با استفاده از فرصتها و توجهات فراهم شده، به ‌ويژه تشويق و حمايت دبير وقت فدراسيون كشتی كه در دژبان ارتش فعاليت داشت، تمرينات كشتی خود را بار ديگر آغاز كرد. تختی خود در اين باره می‌گويد: "وقتی در سال ۱۳۲۸در مسابقه‌ بزرگ ورزشی (كاپ فرانسه) شركت كردم، در همان اولين دوره ضربه فنی شدم. اما تمرينهای جدی و سختی كه در پيش گرفتم، مرا ياری كرد تا حقيقت مبارزه را درك كنم؛ اگر چه شور پيروزی در سر داشتم، اما كار و كوشش را سرآغاز پيروزی می‌دانستم."



به اين ترتيب تختی با تمرين و پشتكار مثال زدنی رفته رفته خود را از ميان بازنده‌ها بيرون كشيد و سرانجام در سال هزار و سيصد و سی در وزن هفتاد و نه کيلوگرم به عضويت تيم ملی درآمد. وی در نخستين دوره‌ مسابقه‌های كشتی آزاد قهرمانی جهان (هلسينكي، ۱۹۵۱) با وجود آن كه هنوز ۲۱سال داشت، نايب قهرمان جهان شد. درخشش خيره‌ كننده‌ی تختی در رقابتهای كشتی هلسينكی كه در نخستين حضور او در مسابقه‌های قهرمانی جهان و در فاصله‌ كمتر از دو سال از ورودش به ميادين ورزشی داخلی اتفاق افتاد، بيش از هرچيز نمايانگر ايمان و تلاش و اراده‌ كم نظير تختی و همچنين استعداد و مهارت فوق‌ العاده‌ او در زمينه‌ كشتی بود.



گفتنی است در اولين دوره مسابقات قهرمانی كشتی آزاد جهان كه از لحاظ تاريخی ميدان معتبر و تعيين كننده‌ای برای كشتی ايران و جهان بود، تيم ملی كشتی آزاد ايران با تركيب كامل و در هر هشت وزن آن زمان حضور پيدا كرد و با كسب دو نشان نقره (محمود ملاقاسمی و غلامرضا تختی) و دو نشان برنز (عبدالله مجتبوی و مهدی يعقوبی) در نتيجه‌ ای درخشان و غير قابل تصور پس از تيمهای ملی تركيه و سوئد عنوان سوم جهان را به دست آورد.



مسابقات سال ۱۹۵۱هلسينكی (فنلاند) برای تختی آغاز راهی بود كه طی ۱۵سال آينده با كسب دهها پيروزی و فتح سكوهای متعدد قهرمانی در بزرگترين ميادين بين‌المللی كشتی ادامه يافت.

شادروان غلامرضا تختی در سال ۱۳۳۱(۱۹۵۲) در نخستين حضور خود در رقابتهای المپيك با كسب شش پيروزی و قبول يك شكست در برابر "ديويد جيما كوريدزه" از شوروی صاحب نشان نقره شد. وی در اين مسابقه‌ها توانست حيدر ظفر ترك را كه سال پيش با غلبه بر تختی قهرمان جهان شده بود را شكست دهد.



تختی در دومين دوره‌ مسابقات جهانی كه در خرداد ماه هزار و سيصد و سی و سه (1954) که در توکيو برگزار شد، در وزن هفتم (هفتاد و هشت کيلو) به رقابت پرداخت كه با وجود پيروزيهای درخشان و شايستگی فراوانی كه از خود بروز داد با قبول يك شكست غير منتظره در برابر "وايكينگ پالم" سوئدی از راهيابی به فينال بازماند و در نهايت عنوان چهارمی اين وزن را به دست آورد.

تختی شش ماه بعد در يك ديدار دوستانه در سوئد، «پالم» را با ضربه‌ فنی شكست داد و باخت غافلگيرانه توكيو را به خوبی جبران كرد.



شادروان تختی همچنين در سال ۱۹۵۵ در جشنواره‌ بين‌المللی ورشو موفق به كسب نشان نقره شد. اما سومين دوره‌ مسابقه‌های قهرمانی جهان (استانبول، ۱۹۵۷) تجربه‌ تلخی برای مرحوم تختی بود. وی كه در اين دوره از رقابتها، برای اولين و آخرين بار در وزن فوق سنگين آن زمان (۸۷+ كيلوگرم) كشتی می‌گرفت، به دليل وزن بسيار كمتر نسبت به رقيبان با دو باخت حذف شد. پهلوان ايران با وجود حذف شدن در استانبول آبرومندانه كشتی گرفت و نتايجی كه به دست آورد با توجه به آن كه با وزن ۹۲كيلوگرم به مصاف كشتی گيران فوق سنگين رفته بود، در مجموع غير قابل قبول نبود.



به عنوان نمونه «ديتريش» آلمان و «ايوان ويخريستيوك» روس، حريفان اصلی تختی در اين رقابتها صد و ده كيلوگرم وزن داشتند و علاوه بر آن در وزن خود نيز از تجربه‌ خوبی برخوردار بودند.



در بازيهای المپيك ملبورن (استراليا) كه در آذرماه ۱۳۳۵(۱۹۵۶) برگزار شد تختی يك بار ديگر در وزن هفتم (۸۷ كيلوگرم) به مصاف رقبايی از شوروی، آمريكا، ژاپن آفريقای جنوبی، كانادا و استراليا رفت و با شكست تمامی حريفان اولين نشان طلای خود را به گردن آويخت. اين برای نخستين بار بود كه دو قهرمان از آمريكا و شوروی در يك سكوی معتبر جهانی پايين تر از حريف ايرانی قرار می‌گرفتند. جهان پهلوان تختی در اسفند ماه همان سال با غلبه به مرحوم حسين نوری به مقام پهلوانی ايران دست يافت و صاحب بازوبند شد و در سالهای سی و شش و سی و هفت نيز اين عنوان را تکرار کرد. جهان پهلوان تختی در سال ۱۹۵۸در بازیهای آسيايی توكيو و مسابقات قهرمانی جهان در صوفيه به ترتيب نشانهای طلا و نقره‌ اين رقابتها را به گردن آويخت و در مهر ماه سال سی و هشت (هزار و نهصد و پنجاه و نه) در چهارمين دوره‌ مسابقات كشتی آزاد قهرمانی جهان كه در تهران برگزار شد سومين عنوان قهرمانی جهان خود را كسب كرد. "بوريس كولايف" از شوروی تنها كشتی گيری بود كه با امتياز به تختی باخت و در ۵ كشتی ديگر رقبای مجارستانی، لهستانی، فرانسوی، بلغار و ترك تختی با ضربه‌ فنی مغلوب پهلوان ايران شدند.



تيم ملی كشتی آزاد ايران كه در رقابتهای تهران با اكتفا به دو مدال طلای غلامرضا تختی و امامعلی حبيبی با وجود برخوردی از امتياز ميزبانی در حفظ عنوان سومی سالهای قبل نيز ناموفق بود در هفدمين دوره‌ی بازيهای المپيك (ايتاليا، هزار و نهصد و شصت) تا مكان پنجم رده بندی سقوط كرد. تختی كاپيتان تيم ملی و پر تجربه ‌ترين كشتی‌گير ايران كه در اين رقابتها در وزن هفتم به ميدان رفته بود، پس از پيروزی در پنج ديدار با در مسابقه‌ نهايی با قبول شكست در برابر "عصمت آتلی" از تركيه به گردن آويز نقره دست يافت.



مسابقه‌های قهرمانی جهان در يوكوهامای ژاپن ميدانی فراموش نشدنی برای كشتی ايران بود. تيم ملی كشتی آزاد كشورمان پس از حضور در ۸دوره مسابقات المپيك و جام جهانی در رقابتهای جهانی ۱۹۵۹ژاپن، پر افتخار‌ترين حضور خود در تاريخ كشتی را رقم زد و با دريافت پنج نشان طلا، يك نشان نقره، يك نشان برنز و يك عنوان پنجمی به مقام قهرمانی كشتی آزاد جهان دست يافت.



جهان پهلوان تختی كه در اين مسابقات در وزن ۸۷ كيلوگرم به مصاف حريفان رفته بود با حضوری مقتدرانه آخرين مدال طلای خود را به گردن آويخت. كشتی‌گيران آزاد ايران در ششمين دوره‌ی رقابتهای قهرمانی جهان در توليدوی آمريكا (۱۹۶۲) نيز حضوری شايسته داشتند.


تيم ملی ايران اگرچه نتوانست مقام قهرمانی خود را در اين مسابقات حفظ كند ولی كسب مقام سوم جهان نيز با توجه به كارشكنیها و ناداوریهايی كه در حق تختی و ساير كشتی‌گيران ايران روا شد نتيجه‌ قابل قبولی تلقی مي‌شود. جهان پهلوان تختی در اين مسابقات با حضور مقتدرانه در برابر «وان براند» آمريكايی، «مرويد» روسی و «عصمت آتلی» كه از قهرمانان صاحب نام وزن هفتم بودند از حيثيت كشتی ايران به خوبی دفاع كرد و در نهايت پس از تساوی با «مرويد» جوان تنها به دليل ۲۰۰گرم اضافه وزن نسبت به حريف از دريافت نشان طلا محروم شد و به گردن آويز نقره رضايت داد.



قهرمان ارزشمند ايران در شرايطی در اين ديدارها شركت كرد كه از بيماری خطرناكی رنج می‌برد با اين حال عشق به ملت ايران او را به مصاف با بزرگترين قهرمانان جهان كشاند. شدت بيماری تختی به حدی بود كه پس از ديدار فينال سريعاً به نيويورك منتقل و روز بعد در بيمارستان بزرگ نيويورك تحت عمل جراحی قرار گرفت. در فاصله سالهای هزار و نهصد و شصت و دو تا هزار و نهصد و شصت و شش، جهان پهلوان تختی با وجود سن بالا همچنان عضو تيم ملی ايران بود. اما تنها در بازيهای المپيك هزار و نهصد و شصت و چهار توکيو شركت كرد كه در اين ديدار با بد ‌اقبالی از كسب چهارمين نشان المپيك خود بازماند و به عنوان چهارمی جهان اكتفا كرد. البته جانشينان تختی در مسابقات جهانی صوفيه (هزار و نهصد و شصت و سه) و منچستر (هزار و نهصد و شصت و پنج) ‌از دريافت حتی يك امتياز در وزن هفتم ناموفق بودند، اين امر در كنار عشق وافری كه ملت ايران به جهان پهلوان داشتند، موجی از درخواستهای مردمی و مطبوعاتی برای حضور مجدد تختی در رقابتهای جهانی را برانگيخته بود. پهلوان سی و شش ساله ايران با وجود عدم آمادگی كافی و گذشتن از مرز بازنشستگی شركت در مسابقه های جهانی هزار و نهصد و شصت و شش (تير ماه هزار و سيصد و چهل و پنج) توليدو را پذيرفت.



تختی در مسابقات انتخابی مسابقات جهانی هزار و نهصد و شصت و شش از نظر نتايج فنی و پيروزی با ضربه‌ فنی، بهترين چهره شناخته شده و به عنوان بهترين كشتی گير وزن هفتم ايران راهی آمريكا شده بود با اين حال كارشكنیها و برخوردهای سوئی كه از سوی برخی افراد و مقامات نسبت به او روا مي‌شد روحيه‌ او را تضعيف كرده بود.



جهان پهلوان به هنگام عزيمت به آخرين سفر خود، در ميان خيل عظيم مردمی كه برای بدرقه او و همراهانش آمده بودند در گفت‌ و گو با خبرنگار "كيهان ورزشی" گفت: "هيچ چيز نمي‌تواند مرا خوشحال كند، پول، مدال طلا، عشق و حتی عشق. نسبت به اين مردمی كه به فرودگاه آمده‌اند، احساس شرمندگی می‌كنم. راستی چقدر محبت بدهكارم؟ من چرا بايد كشتی بگيرم؟ چرا بايد همراه تيم، مسافرت كنم، تا سبب اين همه مراجعت باشم؟ اگر پاسخ به اين پرسش را می‌دانستم من هم مي‌توانستم ادعا كنم چون ديگران هستم ... وقتی كسی نداند چه عاملی سبب خوشحالی‌اش خواهد شد، يقيناً نخواهد توانست بگويد چرا كشتی می‌گيرد و چرا همراه تيم مسافرت می‌كند." تختی كه بی‌اميد به مصاف تازه نفسی ها و جوانان جويای نام رفته بود، متأسفانه با بدترين قرعه‌ ممكن نيز مواجه شد به طوری كه پس از پيروزی پنج بر صفر در مقابل حريفی از مجارستان به مصاف «الكساندر مدويد» و «احمد آئيك» (نفرات اول و دوم اين دوره از رقابتها) رفت و با قبول شكست در برابر آنها برای هميشه با صحنه‌ كشتی خداحافظی كرد.


يادش گرامی باد!
+ نوشته شده در  ساعت 3:14  توسط علیرضا  | 

زندگينامه بابا طاهر عريان (زندگينامه )

زندگينامه

بابا طاهر عريان همداني يكي از شاعران اواسط قرن 5 هجري قمري است كه ولادت او اواخر قرن 4 مي باشد. درباره زندگاني اين شاعر عارف اطلاعات دقيقي در دست نيست. تنها روايتها و داستانهايي از مقام علمي و عرفاني اين شاعر وجود دارد و گفته اند كه به اين دليل به او عريان مي گفتند چون از علايق دنيا دست كشيده بود و گفته شده كه او معاصر با پادشاهي طغرل بيك سلجوقي بوده و اين پادشاه ملاقاتهايي با بابا طاهر داشته است.

با دقت كردن در رباعيات او مي توان به برخي از احوال او پي برد. به عنوان مثال او در اين رباعي فرموده است: "نصيحت بشنو از پور فريدون كه شعله از تنور سرد نايو"، متوجه مي شويم كه نام پدر او فريدون بوده است و همچنين گفته شده كه بابا طاهر فرزندي به نام فريدون داشته كه در زمان حيات او فوت شده كه در سوگواري او گفته: "فريدون عزيزم رفته از دست / بوره كز نو فريدوني بسازيم" كه معناي آن اين است كه فريدون عزيزم از دست رفته و از خدا فرزندي ديگر بطلبيم و نكته ديگر از زندگاني بابا طاهر اين است كه او روزها را بيشتر در كوه و بيابان مي گذرانده و شبها را به عبادت و رياضت مشغول بوده است و در مورد سال وفات اين شاعر عارف نظريه هاي مختلفي بيان شده و به طور يقين نمي توان سال وفات او را مشخص كرد.

مقبره بابا طاهر در شهر همدان قرار دارد و نزديك بقعه امامزاده حارث بن علي واقع است. اينك چند مورد از روايتها و داستانهايي كه در مورد بابا طاهر عريان بيان شده است ذكر مي كنيم.

حكايت اول: گويند شاه سلجوقي (طغرل بيك) در دوران سفر و فتوحاتش به شهر همدان مي رسد و به خدمت بابا طاهر، از او پند و اندرزي خواست. بابا طاهر به او گفت من با تو آن را مي گويم كه خداي متعال در قرآن فرمود: "انّ اللهَ يَأمُرُكُم بِالعَدلِ وَ الاِحسانِ" با بندگان خدا عدل و احسان كن و سپس بابا طاهر لوله ابريقي را كه با آن وضو مي گرفت شكست و به جاي انگشتر در انگشت طغرل كرد و گفت برو به ياري خدا پيروز خواهي شد و گويند تا زماني كه آن انگشتر در دست او بود پيوسته در جنگها فاتح و پيروز بود چون آن شكست، او هم در جنگها شكست خورد.

حكايت دوم: گويند طاهر در آغاز جواني روزي با شوق و علاقه بسيار به مدرسه اي وارد شد و تصميم به فراگيري علم و دانش گرفت اما هنگامي كه سخنان علمي طلاب را با شوق فراوان مي شنيد مطالب آنها را نمي فهميد لذا به يكي از طلاب گفت شما چه مي كنيد كه به اين علوم آگاه مي شويد آن شخص به شوخي به او گفت: بسيار رنج و زحمت مي كشيم، در اين حوض يخ را شكسته و در سرماي شب غسل كرده و چهل بار سر را در آب فرو مي بريم چون بيرون مي آييم اسرار اين علوم بر ما معلوم و فراگيري آن بر ما آسان مي شود. بابا طاهر ساده دل با عشق و شوق به معرفت الهي اين سخنان به شوخي را حقيقت دانست و چون شب شد در هنگام خواب طلاب به مدرسه آمد و يخ حوض را شكست و در آب غسل كرد و چهل بار سر را در آب فرو برد و چون از اين كار فارق شد شعله اي از آسمان فرود آمد و به قلب او وارد شد و پنهان گرديد و توانست در راه عرفان و شناخت به مقام بالايي رسيد.

حكايت سوم: درويشي قصد ديدار بابا طاهر كرد و براي ديدن او به كوه همدان شتافت، مسافتي را پيمود تا به خدمت طاهر رسيد. ديد همه اطراف طاهر را برف گرفته و ليكن اطراف او تا حدي بر اثر حرارت بدن طاهر برفها آب شده و زمين خشك است چون نزديك ظهر شد درويش گرسنه بود و با خود فكر كرد كه امروز گرسنه خواهم ماند زيرا نزد طاهر هيچ غذايي نيست. طاهر از فكر او آگاه شد و گفت اي درويش اكنون وقت ظهر است نماز را به جا آوريم و در فكر شكم مباش كه روزي را خدا مي رساند چون از خواندن نماز فارق شدند درويش ديد به دعاي بابا طاهر جوي آبي پديد آمد و سفره اي كنار آن جوي پهن شد و غذاهاي گوناگون و معطر در آن سفره چيده شد. طاهر گفت: درويش بسم الله. هم اينكه درويش دست به غذا برد غذا از نظرش پنهان شد او فكر كرد كه طاهر سحر مي كند. ولي طاهر از فكر او آگاه شد و به او گفت: نه درويش سحر نيست تو بدون نام مولي دست به غذا بردي بسم الله بگو. چون درويش بسم الله گفت غذا ظاهر شد و درويش و طاهر از آن غذا ميل نمودند.

ويژگي سخن

اشعاري كه از بابا طاهر باقي است رباعياتي است كه به لهجه لري سروده شده است. با خواندن اين اشعار متوجه مي شويم كه او با سخن بسيار روان و ساده و بي پيرايه خود نيكو كاري، خير خواهي و احسان و ترك ظلم و ستم به خلق را به خوبي بيان كرده، او عشق و ايمان و دلباختگي خود به مذهب شيعه و توسل به ائمه اطهار و تضرع به درگاه خدا را چنان با جاذبه بيان مي كند كه خواننده از خواندن رباعيات خسته نمي شود و ناله جانسوز طاهر يكي از انوار عشق الهي است كه در كلمه به كلمه اشعار او اين انوار را مي بينيم و سوزش و آتش آن را حس مي كنيم.

معرفي آثار

از بابا طاهر مجموعه اي از سخنان او به زبان عربي باقي مانده است كه در آن عقايد عرفاني را در علم و معرفت و عبادت بيان كرده است و همچنين مجموعه اي كه شامل سروده هاي او به زبان لري است از او به يادگار مانده است.

گزيده اي از اشعار

غزلكه صد دفتر ز كونين از برستم

كه آذر در ته خاكسترستم

جفاي دوست را خواهان نزستم

كه اين نه آسمانها مجمرستم

به چهره خوشتر از نيلوفرستم

به داغ دل چو سوزان اخگرستم

نه بهر دوستان سيم و زرستم

ولي بي دوست، خونين ساغرستم

كه مرغ خوگر باغ و برستم

دلي لبريز خون اندر برستم
دلا در عشق تو صد دفترستم

منم آن بلبل گل ناشكفته

دلم سوجه ز غصه ور بريجه

مو آن عودم ميان آتشستان

شد از نيل غم و ماتم دلم خون

درين آلاله در كويش چو گلخن

نه زورستم كه با دشمن ستيزم

ز دوران گر چه پر بي جام عيشم

چرم دايم در اين مرز و در اين كشت

منم طاهر كه از عشق نكويان




***
قصيدهبه تن عود و به سينه مجمرستم

به هفتاد و دو ملت كافرستم

همي مشتاق بار ديگرستم

وز ايشان در رگ جان نشترستم

كه حسرت سايه و محنت برستم

يكي بي سايه نخل بي برستم

به پيكر هر سر مو خنجرستم

اگر خرسند گردم كافرستم

فروزنده تر روشن ترستم

كه دوزخ جز وي از خاكسترستم

پريشان مرغ بي بال و پر ستم

چو طفل بي پدر بي مادرستم

در ين عالم ز هركس كمترستم

كه از سوز جگر خنياگرستم

همه خار و خسك در بسترستم

چو مؤمن در ميان كافرستم

به گرمي چون فروزان اخگرستم

و يا پژمان گل نيلوفرستم

به شهر دل يكي صورت پرستم

به خوبي آفتاب خاورستم

كه مو تا جان ندادم وا نرستم

ازين رو نام بابا طاهرستم
بتا تاز ار چون تو دلبرستم

اگر جز مهر تو اندر دلم بي

اگر روزي دو صد بارت بوينم

فراق لاله رويان سوته ديلم

منم آن شاخ بر نخل محبت

نه كار آخرت كردم نه دنيا

نه خور نه خواب ديرم بي تو گويي

جدا از تو به حور و خلد و طوبي

چو شمعم گر سر اندازند صد بار

مرا از آتش دوزخ چه غم بي

سمندر وش ميان آتش هجر

درين ديرم چنان مظلوم و مغموم

نمي گيرد كسم هرگز به چيزي

به يك ناله بسوجم هر دو عالم

به بالينم همه الماس سوده

مثال كافرم در مؤمنستان

همه سوجم همه سوجم همه سوج

رخ تو آفتاب و مو چو حربا

به ملك عشق روح بي نشانم

رخش تا كرده در دل جلوه از مهر

بميرا دل كه آسايش بيابي

من از روز ازل طاهر بزادم



دو بيتي


اگر يار مرا ديدي به خلوت بگو اي بي وفا اي بي مروت

گريبانم ز دستت چاك چاكو نخواهم دوخت تا روز قيامت

***

فلك نه همسري دارد نه هم كف به خون ريزي دلش اصلاً نگفت اف

هميشه شيوه كارش همينه چراغ دود مانيرا كند پف

***

فلك! در قصد آزارم چرايي گلم گر نيستي خارم چرايي

تو كه باري ز دوشم برنداري ميان بار، سر بارم چرايي

***

ز دل نقش جمالت در نشي يار خيال خط و خالت در نشي يار

مژه سازم به دور ديده پر چين كه تاونيم در نشي يار

***

اگر زرين كلاهي عاقبت هيچ اگر خود پادشاهي عاقبت هيچ

اگر ملك سليمانت ببخشند در آخر خاك راهي عاقبت هيچ
+ نوشته شده در  ساعت 3:12  توسط علیرضا  |